نوع مقاله : مقاله مروری
کلیدواژهها
موضوعات
مروری بر نقشپذیری ژنومی در گیاهان
ولی فرضیفرد-کامبلاش و قاسم کریمزاده*
ایران، تهران، دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده کشاورزی، گروه ژنتیک و بهنژادی گیاهی
تاریخ دریافت: 30/09/1400 تاریخ پذیرش: 21/02/1402
چکیده
نقشپذیری ژنومی، بیان اختصاصی فقط یک آلل از یک ژن بر اساس منشاء والدی است که یکی از موارد وراثت اپیژنتیک میباشد. مکانیسمهای اپیژنتیکی از جمله عوامل تغییر دهنده ساختار کروماتین، عوامل تغییر دهنده هیستونها و واریتههای هیستونی، متیلاسیون DNA و RNAهای کوچک و بزرگ تنظیمی هستند که با تغییر الگوی بیان ژنها در والدین باعث بروز پدیده نقشپذیری ژنومی میگردند. ویژگی یک سلول به طور عمده به الگوی بیان ژنی آن بستگی دارد. در موجودات دیپلوئید، سلولهای سوماتیکی دو کپی از ژنها را دارند که هر کدام از یک والد به ارث میرسد و بیان آلل هم از هر دو والد امکانپذیر است. در حالی که در نقشپذیری ژنومی تنها یکی از آللهای به ارث رسیده از یکی از والدین بیان میشود و آلل دیگر ژن خاموش میماند. عموماً بیان ژن تک آللی در موجود دیپلوئید یک عیب محسوب میشود، زیرا جهشهای القا شده نمیتوانند توسط یک لوکوس هومولوگ موجود در همان هسته تکمیل شوند. در اینجا، انواع نقشپذیری ژنومی و مکانیسمهای اپیژنتیکی کنترلی آنها و روند تکامل این پدیده را در گیاهان مرور میکنیم.
کلیدواژگان: نقشپذیری ژنومی، اپیژنتیک، متیلاسیون، واریتههای هیستونی.
* نویسنده مسئول، پست الکترونیکی: karimzadeh_g@modares.ac.ir
مقدمه
ویژگی یک سلول به طور عمده به الگوی بیان ژنی آن بستگی دارد. برای اکثر ژنهای اتوزومی هر دو آلل میتوانند به طور همزمان بیان شوند، اما در مواردی (کمتر از یک درصد) ژنهایی (Imprinted genes) وجود دارند که بیان آنها یک والدی است (Wilkinson et al., 2007). اگر بیان یک ژن از والد مادری در نتاج به ارث رسد، به عنوان یک ژن نقشپذیر از طرف والد مادری و برعکس آن، اگر بیان یک ژن از والد پدری، در نتاج رخ دهد آن را ژن نقشپذیر از طرف والد پدری گویند.
در نقشپذیری ژنومی بیان یک ژن در یک بافت یا در یک مرحلۀ رشد و نموی، به منشأ والدی آن ژن بستگی دارد، یعنی اینکه ژن از کدام والد (پدری یا مادری) به ارث رسیده باشد؛ در بعضی از این ژنها آلل پدری بیان شده و در برخی دیگر، ژنهای مادری فعال هستند. اگرچه شواهد نقشپذیری توسط اصلاحکنندگان قاطر[1] قبل از شناخت مبانی ژنتیکی آن (پدیدهای که به طور عمومی در گیاهان و پستانداران اخیراً توصیف شد) مشاهد گردید (Morison and Reeve 1998)، مفهوم کنونی از نقشپذیری ژنومی در گیاهان از آزمایشهای ژنتیکی روی ذرت شکل گرفت (Rodrigues and Zilberman, 2015). در این آزمایشها معلوم شد که ژن R مسئول رنگدانهشدن ترجیحاً وقتی از والد مادری به ارث میرسد، بیان میشود (Kermicle, 1970). آزمایشهای بعدی در گیاهان و پستانداران نشان داد که ژنگانهای پدر و مادر به لحاظ تغییرات اپیژنتیکی متمایزند (Bartolomei and Ferguson-Smith 2011; Pires and Grossniklaus 2014) و نتیجه آن شناسایی اولین ژنهای نقشپذیری ژنومی در پستانداران بود (Bartolomei et al., 1991; DeChiara et al., 1991). مطالعات بعدی مکانیسم نقشپذیری ژنومی و عملکرد چندین ژن نقشپذیر را روشن کرد (Huh et al. 2008; Ferguson-Smith 2011).
انواع نقشپذیری ژنومی
در یک لوکوس نقشپذیر در یک پستاندار، علامتهای اپیژنتیکی قبل از تشکیل زیگوت شکل میگیرند (Lucifero et al., 2004; Kato et al., 2007; Kobayashi et al., 2013) که نقشپذیری ژنی اولیه[2] نام دارد (Barlow 1994). تفاوت اپیژنتیکی وابسته به منشاء والدی ممکن است در زیگوت یا مراحل بعدی در همان هسته به ارث برسد (Tomizawa et al., 2011). این نوع نقشپذیری (ثانویه یا سوماتیک) به وجود نقشپذیری اولیه وابسته است (Ferguson-Smith, 2011).
استدلال نقشپذیری ژنومی در گیاهان گلدار مشابه است، اما با مکانیسم منحصربهفرد تولیدمثل گیاه مطابقت دارد (Rodrigues and Zilberman, 2015). سلولهای هاپلوئیدی میوزی گیاهان، به طور مستقیم به گامت تمایز نمییابد، بلکه پس از تقسیم میتوزی گامتوفیت چند سلولی را شکل میدهد. در گیاهان گلدار، یکی از این سلولهای مرکزی که هومودیپلوئید[3] و سازنده آندوسپرم است، یک بافت دانه گذرا با عملکردهای مغذی و حمایتی مشابه با جفت در جنین پستانداران به شمار میرود (Rodrigues and Zilberman, 2015; Kordyum and Mosyakin, 2020). گرچه دو گامت نر به لحاظ مورفولوژیکی در برخی گیاهان متمایز هستند، به نظر میرسد حداقل تا حدودی نقش آنها قابل تغییر است (Russell, 1991; Faure et al., 2003). بنابراین در گیاهان گلدار سه نوع سلول (نر، تخم و سلول مرکزی) با نقشپذیری اولیه میتواند ایجاد شود (Rodrigues and Zilberman, 2015). مطالعه ژنهای مسئول نقشپذیری ژنومی در گیاهان (Kohler et al., 2005; Haun et al., 2007; Gerald et al., 2009) و پس از آن تحقیقات در سطح ژنگان که منجر به شناسایی صدها ژن نقشپذیر در آرابیدوپسیس، کرچک، برنج و ذرت شد (Gehring et al., 2011; Waters et al., 2013; Pignatta et al., 2014; Xu et al., 2014)، نشان داد که بیان ژنهای نقشپذیر در آندوسپرم اتفاق میافتد (Luo et al., 2011; Nodine and Bartel 2012; Raissig et al., 2013; Pignatta et al., 2014; Bai and Settles, 2015).
گرچه صدها ژن نقشپذیر از گیاهان شناسایی شده است و پیشرفتهای زیادی در کشف مکانیسمهای تنظیمی از طریق تغییرات اپیژنتیکی صورت گرفته، اهمیت بیولوژیکی این پدیده در گیاهان اسرارآمیز مینماید و نیروهای تکاملی منجر به ظهور پدیده مذکور به طور گسترده مورد بحثاند (Rodrigues and Zilberman, 2015; Batista and Köhler, 2020).
مکانیسم اپیژنتیکی نقشپذیری ژنومی
مکانیسم پدیده نقشپذیری ژنومی در پستانداران (MacDonald and Mann, 2014) و گیاهان (Zhang et al., 2013) به طور کامل بررسی شده است. پـس از آن که سلول به حالت پایدار خود، یعنی تمایز یافتـه رسـید، الگـوی ساختار ژنگان در این سلول و نیـز سـلولهـای حاصـل از آن ثابـت مـیمانـد. چنین فرآیندهایی اپیژنتیکی نامیده میشوند. علم اپـیژنتیـک بـه مطالعه تغییرات ارثی قابل برگشت در عملکرد و بیان ژنها، بـدون تغییـر در توالی نوکلئوتیدی آنها، میپـردازد. ایـن تغییـرات توالی DNA را متاثر نمیسازند اما در سراسر چرخههای پیاپی تقسـیم سـلولی پایـدار مانـده و بـه ارث میرسند (Bird, 2007). برخلاف تغییرات و جهشهایی که بر توالی اصلی DNA اثر میکنند، تغییرات اپیژنتیکی برگشتپذیر هستند. شاخصهای اپیژنتیکی با وجود قابل توارث بودن و پایداری، ماهیتی کاملاً پویا و برگشتپذیر داشته و بهواسطه عوامل تغییردهنده ساختار کروماتین تنظیم میشوند. مکانیسمهای اپیژنتیکی با تغییر اجزا تشکیل دهنده کروماتین منجر به تغییر ساختار کروماتین میشوند. این امر به نوبه خود الگوی بیان ژن به ارث رسیده از والدین را تغییر میدهد (Batista and Köhler, 2020). مهمترین مکانیسمهای اپیژنتیک شامل عوامل تغییردهنده ساختار کروماتین، عوامل تغییردهنده هیستونها و واریتههای هیستونی[4]، متیلاسیون DNA و RNAهای کوچک تنظیمی (miRNA) هستند.
متیلاسیون DNA
متیلاسیون DNA شناختهشدهترین مارکر اپیژنتیک به شمار میرود (Esteller, 2008). بیشترین نوع متیلاسیون DNA در یوکاریوتها توسط خانواده آنزیم DNA متیلترانسفراز[5] در گیاهان [6]MET1 کاتالیز میگردد (Feng et al., 2010). متیلاسیون DNA شامل افزوده شدن گروه متیل روی باز سیتوزین موجود در نواحی غنی از دینوکلئوتید CpG[7] در سطح ژنگان است که به جزایر CpG معروف میباشند (Lande-Diner and Cedar, 2005). متیلاسیون سیتوزین پس از ساخته شدن DNA رخ داده و در نتیجه انتقال آنزیماتیک یک گروه متیل (-CH3) از –Sآدنوزیل متیونین (دهنده متیل) به کربن موقعیت 5 سیتوزین موجود در دینوکلئوتید CpG صورت میگیرد. اگرچه متیلاسیون DNA همراه با عناصر ترانسپوزونی و خاموشی ژن است، اما میتواند فعالیت ژن را نیز افزایش دهد (Deng and Chua, 2015; Lei et al., 2015) که در نتیجه، الگوی متیلاسیون متفاوت بین والد پدری و مادری میتواند باعث بیان ژنهای ایمپرینت گردد. متیلاسیون DNA ابتدا در پستانداران (Bartolomei et al., 1993) و سپس در گیاهان (Kinoshita et al., 2004) کشف شد و هنوز تنها علامت افتراقی در نقشپذیری ژنومی اولیه تلقی میشود (Dickinson and Scholten, 2013; MacDonald and Mann, 2014).
توزیع CpG در ژنوم مهرهداران همگون نبوده و در حقیقت بیشتر ژنگان خالی از CpG است (پدیده سرکوب CpG). در مقابل حدود یک درصد از ژنگان را نواحی غنی از CpG تشکیل میدهند (جزایر CpG) و 60 % ژنهای انسانی دارای پروموتری میباشند که توسط جزایر CpG تحت کنترل میباشد (Bird, 1986). معمولاً در تمامی بافتهای طبیعی این جزایر CpG غیرمتیله بوده و غالباً انتهای ′5 (نواحی پروموتر، نواحی ترجمه نشونده و اگزون 1) تعدادی از ژنها را پوشش میدهند (ملکی و همکاران، 1390). هر چند که در مواردی بافت نرمال دارای ژن متیله میباشد (Pouranvari et al., 2008). هنگامی که جزایر CpG ناحیه پروموتر فاقد متیلاسیون بوده و فاکتورهای نسخهبرداری مناسب به آن دسترسی دارند، بیان ژن میسر میشود (ملکی و همکاران، 1390). در مقابل، متیلاسیون جزایر CpG پروموتر، با ساختار بسته کروماتین و در نتیجه عدم نسخهبرداری ژنهای مربوطه همراه است (Pouranvari et al., 2008). متیلاسیون DNA در فرآیندهایی مانند نقشپذیری ژنی، غیرفعال شدن کروموزم X و همچنین مرگ برنامهریزی شده سلولی نقش تعیین کنندهای دارد (ملکی و همکاران، 1390). همچنین ژنگان میزبان از طریق سیستم متیلاسیون DNA و بهکارگیری آنزیمهای محدودگر حساس به متیلاسیون از ویروسها و رتروویروسها حفاظت میشود (TOUTOUNCHI et al., 2007). حداقل در چهار مورد خاص جزایر CpG در ژنگان به طور طبیعی متیله هستند که شامل ژنهای مربوط به نقشپذیری ژنومی، ژنهای کروموزوم X غیرفعال، بعضی ژنهای اختصاصی ژرم لاین و ژنهای اختصاصی بافتی میباشند (Baylln et al., 1997).
مطالعات اخیر متیلاسیون DNA را به عنوان مهمترین اثر در نقشپذیری اولیه تشخیص دادند. به نظر میرسد اضافه شدن سه گروه متیل به لیزین 27 از H3 (H3K27me3[8]) جزء نقشپذیری ژنومی اولیه است که به طور خاص از ژنهای ایمپرینت بیان شده والد پدری است، اما ممکن است از نقشپذیری ژنومی اولیه در بعضی ژنها نیز حمایت کند (Rodrigues and Zilberman, 2015). دمتیلاسیون[9] DNA توسط [10]DME همراه با فعال شدن اختصاصی ژنهای مادری و بیان آنها میباشد (Hsieh et al., 2011; Ibarra et al., 2012). در ذرت و برنج، هیپومتیلاسیون[11] (اشاره به از دست دادن گروه متیل در نوکلئوتید 5 متیل سیتوزین) DNA والد مادری یادآور فعالیت DME است که به طور مشابه در بیان ژنهای ایمپرینت والد پدری و مادری اتفاق میافتد (Zhang et al., 2014). علاوه بر این، بیان ژنهای پدری و مادری الگوی متفاوتی از دمتیلاسیون که بین آرابیدوپسیس، ذرت و برنج مشابه هستند را نشان میدهد (Rodrigues et al., 2013) و پیشنهاد میکند که موقعیت ناحیه تنظیمی که فعالیت و بیان آن را کنترل میکند در 150 میلیون سال از تکامل محافظت شده است (Chaw et al., 2004). معمولاً ناحیه دمتیلاسیون که ژنهای ایمپرینت را کنترل میکند، ترانسپوزون یا نواحی تکراری هستند (Pignatta et al., 2014) که حاکی از آن است که شکلگیری نقشپذیری ژنومی از طریق دمتیلاسیون DNA از یک مکانیسم خاموشی مستقیم تزانسپوزونی نمو مییابد (Kim and Zilberman, 2014). با این حال حداقل در آندوسپرم برنج، هیپومتیلاسیون DNA والد مادری ناحیه رونویسی شده ژنهای فعال رایج است و با بیان ژنهای والد پدری به شدت مقابله میکند (Rodrigues et al., 2013). این پدیده پیشنهاد میکند که دمتیلاسیون که فعالیت اولیه ژن را تنظیم میکنند، ممکن است دستکم در برخی گیاهان تکامل یافته باشد (Rodrigues and Zilberman, 2015).
واریانتهای هیستونی
هیستونهای مرکزی که مولکولهای پروتئین نوکلئوزوم را تشکیل میدهد، میتوانند به چند واریانت و نوع با ساختار و عملکرد متفاوت تمایز پیدا کنند (Talbert and Henikoff, 2010). یکی از عوامل مهم تنظیمکننده ساختار کروماتین در سلولها، جایگزینی پروتئینهای هیستونی توسط واریتههای آنها است (Rodrigues and Zilberman, 2015). این هیستونهای فرعی نسبت به انواع اصلی خود متفاوت هستند؛ مثلاً از روی mRNA دارای دم پلی A رونویسی شدهاند و نیز جایگزینی آنها در کروماتین به فرآیند همانندسازی وابسته نیست (Kamakaka and Biggins, 2005). واریانتهای هیستونی تاکنون در نقشپذیری ژنومی در گیاهان درگیر نبودهاند، اما ترکیب خاص هیستون H3 در گامت نر آرابیدوپسیس (Ingouff et al., 2007) ممکن است آلل پدری را در آندوسپرم و زیگوت تشخیص دهد (Rodrigues and Zilberman, 2015).
تغییر آرایش کروماتین و تغییرات در سطح هسیتونها
ساختار کروماتین با تغییری که در میزان دسترسی پروتئینهـای تنظیمـی بـه جایگاه هدف خود و نیز تمایل اتصـال آنهـا بـه ایـن نـواحی فـراهم مـیکنـد، میتواند روی عملکرد ژنها تاثیر گذارد (Francastel et al., 2000). کروماتین مجموعههای از DNA و پـروتئینهـای متصـل شـونده بـه DNA شامل هیستونها و پروتئینهای کروموزومی غیرهیستونی میباشد. وجود هیستونها سبب فشرده سازی DNA کروموزومی میشوند. هیسـتونهـا (H1، H2A، H2B، H3 و H4) پروتئینهای مسـئول در بسـتهبنـدی فیبرهـای کروماتینی بوده و بهعنوان واحدهای تشکیلدهنـده سـاختار نوکلئـوزوم نقـش بسیار مهمی در شکلگیری ساختار کروماتین و در نتیجه تنظیم بیان ژن دارند. انتهای N هستههای هیستونی درگیر با ساختار نوکلئوزوم نیستند، در عوض در فعل و انفعالات نوکلئوزوم و پروتئینها شرکت میکنند. پروتئینهای هیستونی بهویژه در ناحیه دم، در معرض یکسری پیرایشهای پس از ترجمــه[12] قرارمــیگیرنــد کــه در مجموع تغییرات هیستونی[13] نامیده میشوند (ملکی و همکاران، 1390). تغییرات هیستونی میتواند در سراسر توالی آمینواسیدی هیستونها رخ دهد اما غالباً انتهای غیرساختاری آنها (دمهای هیستونی) را درگیر میکنند (Ghaedi and Tavassoli, 2007). این تغییرات شامل استیله شدن و متیله شدن اسیدهای آمینه لیزین (K) و آرژنین (R)، فسفریله شدن سرین (S) و ترئونین (T) و نهایتاً یوبیکویتینه[14] شدن لیزین و ساموییله شدن[15] لیزین است (Toutounchi et al., 2007). در حقیقت این تغییرات اطلاعات اپیژنتیکی را ذخیره ساخته و رونویسی ژن و تعمیر DNA را تحت تاثیر قرار میدهند (Esteller, 2008). تریمتیلاسیون لیزین 27 در هیستون H3 که توسط [16]PRC2 کاتالیز میشود، تنها تغییر هیستونی مرتبط با نقشپذیری ژنی در گیاهان گلدار میباشد (Du et al., 2014; Zhang et al., 2014).
معمولاً متیلاسیون و داستیلاسیون هیستونها باعث فشردهتر شدن ساختار کروماتین شده و به خاموشی ژن میانجامد، در مقابل استیلاسیون و دمتیلاسیون هیستونی غالباً با حالت باز شده ساختار کروماتین و رونویسی فعال ژن همراه است، البته استثناهایی هم وجود دارد (Barski et al., 2007).
در مبحث تاثیر تغییرات مختلف هیستونی روی ساختار و عملکرد کروماتین، اصطلاحی به نام کد هیستونی (Histone code) مطرح میشود که به معنی تلفیق چندین تغییرات مختلف و وجود ارتباط متقابل بین آنها در بروز یک عملکرد بیولوژیک خاص است (TOUTOUNCHI et al., 2007). به انواع مختلف تغییرات پس از ترجمه که در مناطق مختلفی از کروماتین به وجود میآید اصطلاحاً یک کد هیستونی گویند. این تغییرات با ایجاد یا حذف سایتهای اتصالی برای پروتئینهای متصل شونده به کروماتین، بر عملکرد کروماتین تاثیر میگذارند.
میکرو RNAها یا RNAهای کوچک تنظیمی
میکرو RNAها که به اختصار miRNA نامیده میشوند خانوادهای از RNAهای کوچک با اندازه تقریبی 21 تا 25 نوکلئوتید میباشند. این مولکولها کنترل منفی بیان ژنهای خاصی را پس از رونویسی تحت کنترل دارند؛ یعنی با عملکرد ویژهای که بر روی mRNA دارند از ترجمه آنها به پروتئین جلوگیری میکنند (TOUTOUNCHI et al., 2007). miRNAها از طریق جفت شدن اختصاصی با نواحی مکمل خود در انتهای 3پریم مناطق ترجمه نشده (3'UTR) مولکول mRNA، بیان ژن را تنظیم میکنند (He and Hannon, 2004). این فرآیند از دو مکانیسم عمده تبعیت میکند (Baulcombe, 2002; TOUTOUNCHI et al., 2007; Dominska and Dykxhoorn, 2010). همچنین توالیهای بلند غیرکدکننده RNA[17] مرتبط با نقشپذیری ژنومی در ذرت و برنج مشاهده شده است (Luo et al., 2011; Zhang et al., 2011).
مکانیسم زیربنایی تکامل نقشپذیری ژن در گیاهان
همانطور که اشاره شد، استقرار نقشپذیری اولیه در گیاهان ارتباط نزدیکی با عناصر خاموشکننده ترنسپوزونها[18] دارد (ترنسپوزونها و سایر نواحی تکراری در DNA که متیله میشوند) (Wang et al., 2015). جابجایی عناصر ترنسپوزونی این طرح را معرفی میکند که ژنهای نقشپذیر جدیدی ایجاد شوند (Gehring, 2013; Vu et al., 2013). برای مثال، متیلاسیون DNA عناصر ترنسپوزونی که در نزدیکی ناحیه شروع رونویسی یک ژن درج میشود، میتواند منجر به خاموشی ژن شود. این ظاهراً چیزی است که در بیان ژن ایمپرینت FWA و سایر ژنهای ایمپرینت دیگر چه اتفاقی افتاده است (Wolff et al., 2011). اگرچه هنوز ایجاد یک ژن نقشپذیر از یک ناحیه که با درج ترنسپوزون بیان شده است، به صراحت نشان داده نشده است؛ حذف مناطق تکراری با کاهش تعداد ژنهای نقشپذیر همراه بوده است (Villar et al., 2009). درج ترنسپوزونها میتواند باعث نابودی ژنهای نقشپذیر، تبدیل یک ژن نقشپذیر به بیان همزمان دو آلل[19] گردد، همانطور که در ذرت نشان داده شده است (Haun et al., 2009). با دارا بودن سادگی نسبی، حداقل در تئوری، فرضیه ایجاد ژنهای ایمپرینت از طریق درج ترنسپوزون استدلال میکند که رویدادهای جابهجایی مداوم، یک خزانه جدید از ژنهای ایمپرینت در انتخاب طبیعی فراهم میکند (Waters et al., 2013). این فرضیه از طریق این مشاهده حمایت میشود که اکثر ژنها در برنج تحت تاثیر رتروترنسپوزونهای LTR[20] قرار میگیرند که به نظر میرسد به ژنهای دروغین[21] تبدیل شوند و بعضی دیگر نیز عملکرد خود را حفظ میکنند و شواهدی از انتخاب سازگار یا نقش جدیدی نشان میدهند (Jiang and Ramachandran, 2013). فعالیت بالای ترنسپوزونها که از صفات ژنگان گیاهان میباشد (Huang et al., 2012)، ممکن است توضیح دهد که چرا ژنهای نقشپذیر گیاهی به طور ضعیفی حفاظت میشوند (Luo et al., 2011; Waters et al., 2013). اگرچه درج ترنسپوزونها یک مکانیسم سرراست است، برای آوردن یک ژن تحت کنترل متیلاسیون DNA الگوهای متیلاسیونی میتواند بین افراد بدون تغییر در توالی DNA همراه باشد (Becker and Weigel, 2012; Weigel and Colot, 2012). این پدیده اشاره به موتاسیون اپیژنتیکی دارد و آللهای که الگوی متیلاسیونی دارند، آللهای اپیژنتیکی یا اپیآللی[22] نامیده میشود (Rodrigues and Zilberman, 2015). الگوی متیلاسیون DNA در گیاهان به سرعت در حال تغییر است (Chodavarapu et al., 2012) و اپیآللهایی با پیامدهای فنوتیپی عمده در تعدادی از گونههای گیاهی شناسایی شده است (Zhang et al., 2012; Silveira et al., 2013). به عنوان مثال، اپیاللهای غیر متیله پایدار ژن FWA باعث تاخیر شدید در گلدهی میشود (Kankel et al., 2003). اپیآللهای متیلاسیون DNA قابل توارث، میتواند به طور بالقوه برای بعضی از تفاوتهای بیانی مشاهده شده در ژنهای ایمپرینت در جمعیتهای گیاهی بهشمار آید. مطابق با این احتمال، متیلاسیون DNA همبستگی بالایی با تبدیل نقشپذیری ژنی در اکوتیپهای آرابیدوپسیس دارد (Pignatta et al., 2014). با این حال، تفاوت وسیع الگوی متیلاسیون DNA در بینگونهها (Hagmann et al., 2015) و فقدان ویژگی ناحیه تنظیمی از ژنهای نقشپذیر گیاهی، چندشکلی خاص متیلاسیون DNA را پیچیده میکند؛ همانطور که تفاوتهایی در ژنهای نقشپذیر بیان شده مشاهده گردید (Rodrigues and Zilberman, 2015). بنابراین، اگرچه تکامل اپیژنتیکی نقشپذیری ژنومی هنوز به صورت دو پهلو نشان داده میشود، این فرآیند به احتمال زیاد با تبدیل نقشپذیری ژنی، حداقل در مقیاس زمانی نسبتاً کوتاه، مشارکت دارد (Rodrigues and Zilberman, 2015).
سیر تکاملی و عواقب نقشپذیری ژنومی
عموماً بیان ژن تک آللی[23] در موجود دیپلوئید یک عیب محسوب میشود، زیرا جهشهای زیان آور نمیتوانند توسط یک لوکوس همولوگ موجود در همان هسته تکمیل شوند (Wilkins and Haig, 2003). برای مثال، موتاسیون در ژن ایمپرینت مادری [24]MEDEA منجر به سقط بذر حتی در حضور یک نسخه از ژن پدری میشود (Luo et al., 2000). از این رو شایعترین نقشپذیری ژنومی پیشنهاد میکند که نقشپذیری همراه با مزایای سازگاری بوده که هزینه و مزایا را بیشتر جبران میکند و آن نیز احتمالاً مرتبط با استرتژیهای بازتولید از دودمان که در آن نقشپذیری ژنی اتفاق میافتد میباشد (Wolf et al., 2014). نمونههای شناخته شده از نقشپذیری ژنومی کلاسیک محدود به پستانداران و گیاهان گلدار میشود، با نقشپذیری در حال تکامل در زمان مشابه ویژگی بافت گذرا اضافی تغذیه جنینی (جفت جنین و آندوسپرم) از هر شاخه است (Renfree et al., 2013). درپستانداران، ریشهی هر دو نقشپذیری و توسعه جنینی مرتبط با نوآوری تنظیمی هست که از فعالیت رتروترنسپوزونهای LTR منشاء میگیرد (Renfree et al., 2013)، در حالی که در گیاهان بیشتر محدود به آندوسپرم بوده و در جنین، ساقهچه و بافتهای رویشی بالغ وجود ندارد یا خیلی کمعمر میباشد (Pignatta et al., 2014; Kordyum and Mosyakin, 2020). با توجه به اینکه جفت جنینی و آندوسپرم به عنوان رابط پدری و مادری مطرح میشود و وابسته به نتاج است، نقشپذیری به طور جداناپذیری توسط پردازشها و نیروهای حاکم بر تولیدمثل جنسی شکل میگیرد (Rodrigues and Zilberman, 2015). فرضیههای متعددی تلاش میکنند تا توضیح دهند چگونه نقشپذیری ژنومی ممکن است با افزایش سازگاری همراه باشد. این فرضیهها لزوماً منحصر به فرد نیستند و نقشپذیری ژنهای مختلف ممکن است از طریق نیروهای انتخابی متفاوت شکل بگیرد. ترکیبی از فشارهای انتخابی ممکن است نقشپذیری یک ژن خاص را تحت تاثیر قرار دهد و اثر نسبی فشارهای انتخابی ممکن است در طول تاریخ تکاملی متفاوت باشد. این فرضیهها شامل فرضیه خویشاوندی یا درگیری والدین، فرضیه همسازگاری، فرضیه مصرف، نقشپذیری تحت انتخاب ملایم میباشد (Rodrigues and Zilberman, 2015).
نتیجهگیری
نقشپذیری پدیدهای است که یک ژن یا ناحیهای از کروموزوم با توجه به منشأ والدی، بیان متفاوتی از خود نشان میدهد، در واقع اختلاف بروز بین آلل به ارث رسیده از پدر و مادر ناشی از نقشپذیری ژن میباشد. این پدیده باعث بیان تنها یکی از آللهای مربوط به والدین میگردد و کپی دیگر ژن خاموش میماند و هیچ گونه رونویسی از آن صورت نمیپذیرد؛ در واقع نقشپذیری ژنتیکی باعث میشود ژنها بسته به منشأ پدری یا مادریشان بیان یا سرکوب شوند (Pfeifer et al., 2000). تا سال 2009 حدود دوازده ژن نقشپذیر در گیاهان، با تعداد انگشت شماری در هر گونه، شناسایی شده بود (Berger and Chaudhury, 2009). متیلاسیون DNA والد مادری و متیلاسیون هیستونی توسط PRC2 برای کنترل فعالسازی و خاموشی آللهای پدری و مادری از این چندین ژن شناخته شد؛ اما این که آیا این نمونههای تنظیمی، منعکس کننده بخش عمده نقشپذیری ژنومی در گیاهان بودند، مشخص نبود (Huh et al., 2008). اما از آن پس، صدها ژن نقشپذیر جدید شناسایی شده است و کلیه مکانیسمهای تنظیمی ژنهای نقشپذیر به جرأت مقرر شده است (Wolff et al., 2011; Ibarra et al. 2012; Rodrigues et al., 2013; Du et al., 2014). بسیاری از اسرار مکانیسم از جمله نقشپذیری ژنی اولیه به غیر از متیلاسیون DNA، شکلپذیری علامتهای اپیژنتیکی در طول رشد زودرس بذر، پیدایش حیات و عملکرد sRNA در آندوسپرم و هدفگیری اختصاصی آنزیمهای DME مانند باقی میماند (Bai and Settles, 2015 Rodrigues and Zilberman, 2015;). با این وجود، به نظر میرسد که درک فعلی از مکانیسم اصلی مسئول برای نقشپذیری ژنومی در گیاه به اندازه کافی قوی باشد. در مقابل، درک ما از تکامل و اهمیت بیولوژیکی از نقشپذیری ژنومی در گیاه در ابتدای تولد است. عملکرد چندین ژن نقشپذیر گیاهی در گیاه شناخته شده هستند، که شاید انتظار میرود با توجه به نظم و گسترش بزرگ ژنهای نقشپذیر شناسایی شده باشد. با این حال باید توجه کرد که اکثر ژنهای نقشپذیر گیاهان برای سازگاری گیاه مفید نبوده یا دارای اهمیت کمتری است. با توجه به این وضعیت، روشنسازی عملکرد بیولوژیکی ژنهای نقشپذیر گیاهان میتواند یک اولویت باشد (Rodrigues and Zilberman, 2015). بنابراین میتوان گفت که:
[1] Mule
[2] Primary Imprint
[3] Homodiploid
[4] Histone variants
[5] DNA methyltransferase (Dnmt)
[6] METHYLTRANSFERASE 1
[7] Cytosine‐phosphodiester‐Guanine
[8] Trimethylation of Lys27 of histone H3
[9] Demethylation
[10] DEMETER (DNA glycosylase domain protein)
[11] Hypomethylation
[12] Post-translational modification
[13] Histone modification
[14] ubiquitination
[15] Sumoylation
[16] Polycomb Repressive Complex 2
[17] Long noncoding RNA
[18] Transposable element
[19] Biallelically
[20] LTR Retrotransposons
[21] Pseudogenes
[22] Epigenetic alleles or Epi-Alleles
[23] Monoallelic gene expression
[24] MEDEA Polycomb Gene
[25] Maternally expressed imprinted gene
[26] Paternally expressed imprinted gene