مروری بر پستانداران کوچک جثه اندمیک ایران

نوع مقاله : مقاله مروری

نویسندگان
1 استادیار گروه آموزشی محیط زیست، دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
2 گروه محیط زیست، دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
چکیده
گونههای اندمیک از اهمیت ویژه‏ای در زیست‏ شناسی حفاظت، جغرافیای زیستی و مدیریت تنوع زیستی برخوردارند. مدیریت و حفاظت از گونه‏های اندمیک نیازمند ارزیابی این گونه‏ها بر اساس ترکیبی از روش‏های ریختی و مولکولی می‏باشد. این مطالعه به بررسی و مرور مطالعات انجام شده در زمینه پستانداران اندمیک ایران پرداخت. ابتدا با جستجو در منابع، گونه‏هایی که به عنوان گونه اندمیک ایران معرفی شده بودند استخراج شدند و سپس با رجوع به مطالعات انجام شده در گذشته، وضعیت تاکسونومیکی و محدوده پراکنش آنها، مجددا اندمیک بودن آنها بررسی گردید. از بین 13 گونه مورد بررسی، حشره خور شوش (Crocidura susiana)، همستر دم‏دراز فشمی ‏(Calomyscus grandis)، همستر دم‏دراز زاگرسی (Calomyscus bailwardi)، و ول قزوینی (Microtus qazvinensis) اندمیک ایران ‏می‏باشند. فرضیه اندمیک بودن برای ول برفی لی (Chionomys layi)، دوپای فیروز (Scarturus firouzi)، و دوپای ویلیام (Scarturus williamsi) با توجه به مطالعات اخیر رد شد. ننتیجه گیری در مورد اندمیک بودن ول ایرانی (Microtus irani)، خفاش هیرکانی (Myotis hyrcanicus)، زیر گونه مرکز ایران سنجابک درختی (Dryomis nitedula pictus)، ول کرمانی (Microtus kermanensis)، دوپای سه انگشتی تالر (Jaculus thaleri)، دوپای توسی (Scarturus toussi) و جمعیت دوپای ویلیام (Scarturus williamsi) در منطقه کپه داغ نیازمند مطالعات تکمیلی بوم شناختی و رده بندی می باشند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


مروری بر پستانداران کوچک جثه اندمیک در ایران

فاطمه طباطبایی یزدی* و مهتاب موسوی

ایران، مشهد، دانشگاه فردوسی مشهد، دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست، گروه آموزشی محیط زیست

تاریخ دریافت: 20/01/1401          تاریخ پذیرش: 21/03/1403

چکیده

گونه‏های اندمیک از اهمیت ویژه‏ای در زیست‏شناسی حفاظت، جغرافیای زیستی و مدیریت تنوع زیستی برخوردارند. مدیریت و حفاظت از گونه‏های اندمیک نیازمند ارزیابی این گونه‏ها بر اساس ترکیبی از روش‏های ریختی و مولکولی می‏باشد. این مطالعه به بررسی و مرور مطالعات انجام شده در زمینه پستانداران اندمیک ایران پرداخت. ابتدا با جستجو در منابع، گونه‏هایی که به عنوان گونه اندمیک ایران معرفی شده بودند استخراج شدند و سپس با رجوع به مطالعات انجام شده در گذشته، وضعیت تاکسونومیکی و محدوده پراکنش آن­ها مجددا اندمیک بودن آنها بررسی گردید. از بین 13 گونه مورد بررسی، حشره خور شوش (Crocidura susiana)، همستر دم‏دراز فشمی ‏(Calomyscus grandis)، همستر دم‏دراز زاگرسی (Calomyscus bailwardi)، و ول قزوینی (Microtus qazvinensis) اندمیک ایران ‏می‏باشند. فرضیه اندمیک بودن برای ول برفی لی (Chionomys layi)، دوپای فیروز (Scarturus firouzi)، و دوپای ویلیام (Scarturus williamsi) با توجه به مطالعات اخیر رد شد. ننتیجه گیری در مورد اندمیک بودن ول ایرانی (Microtus irani)، خفاش هیرکانی (Myotis hyrcanicus زیر گونه مرکز ایران سنجابک درختی (Dryomis nitedula pictus)، ول کرمانی (Microtus kermanensis)، دوپای سه انگشتی تالر (Jaculus thaleri)، دوپای توسی (Scarturus toussi) و جمعیت دوپای ویلیام (Scarturus williamsi) در منطقه کپه داغ نیازمند مطالعات تکمیلی بوم شناختی و رده بندی می‍باشند.

واژگان کلیدی: اندمیسم، تاکسونومی، تبار زایی، گونه‏های اندمیک، مورفولوژی

* نویسنده مسئول، پست الکترونیکی: f.tabatabaei@um.ac.ir

مقدمه

 

اندمیسم به وضعیتی اطلاق ‏می‏شود که گستره جغرافیایی یک واحد تاکسونومیکی (معمولا گونه) تنها محدود به یک محدوده جغرافیایی خاص (عرصه، منطقه یا کشور) می‌باشد و سطح اندمیسیتی باید تعریف گردد (UNDP، 2022).

اندمیسم و گونه‏های اندمیک از جنبه‏های مختلف مورد توجه پژوهشگران علوم زیستی قرار گرفته‏اند. گونه‏های اندمیک نشان دهنده تاریخچه و جغرافیای زیستی منطقه ‏می‏باشند و به شدت با شرایط خاص منطقه سازگار شدند (Noroozi و همکاران، 2019، UNDP، 2022). گونه‏های اندمیک همچنین یکی از محورهای اصلی در اقدامات حفاظتی را تشکیل ‏می‏دهند (Da Silva، 1997،  Parkو همکاران، 2003). در مورد گونه‌های خشکی‌زی، گونه‌های اندمیک ده برابر گونه‌های غیر اندمیک در معرض خطر هستند (Manes و همکاران، 2021).

در پی توسعه علم فیولوژنتیک، Faith و همکاران (2004) و Rosauer و همکاران (2009) مفهوم فیلوژنتیک اندمیسم را پایه‏گذاری کردند. تفکیک و تشخیص گونه‏های اندمیک امروزه عمدتا با اتکا به ترکیبی از روش‏های مولکولی، مورفومتریک، و مورفولوژیک صورت می‏گیرد. با افزایش دسترسی محققان به داده‏ها و آنالیز‏های ژنتیکی، داده‏های استخراج شده از توالی‏یابی به شکلی روز افزون به ایفای نقش در زمینه بررسی اندمیسم می‏پردازند (McGuigan و همکاران 1998).

ایران در نقطه تلاقی سه قلمرو زیست جغرافیایی ایندومالایی (جنوب شرق کشور)، آفروتروپیک (جنوب و  بخشی از کویر مرکزی) و پالئارکتیک (سایر مناطق کشور) قرار گرفته است (ضیایی،1387، شمس اسفند آباد و کابلی، 1397). از طرف دیگر، ویژگی‏های اقلیمی و زمین‏شناسی ایران باعث پیدایش زیستگاه‏های متنوعی در کشور شده‏اند (Djamali و همکاران، 2011). جغرافیای زیستی و تنوع زیستگاهی ایران شرایط را برای حضور گونه‏های متعدد حیات وحش فراهم کرده ‏است. ویلیام بلانفورد اولین شخصی بود که یک فهرست اختصاصی از پستانداران ایران، با 89 گونه تهیه کرد (Goldsmid و همکاران، 1876)، Xavier Misonne در سال 1959 و Douglas Lay در سال 1967 دست به بررسی پستانداران ایران زدند که طی آن به ترتیب 135 و 124 گونه فهرست شدند (Misonne، 1957، Lay، 1967). در سال 1395، اطلس پستانداران ایران توسط کرمی و همکاران به چاپ رسید که در آن 184 گونه برای کشور ذکر شده است (کر‏می‏ و همکاران، 2016). Yusefi و همکاران (2019 نیز بررسی جامعی در رابطه با پستانداران خشکی‏زی ایران به چاپ رسانده اند که با احتساب گونه‏های منقرض شده 192 گونه پستاندار از ایران ذکر می‏نماید.

مطالعات زیادی در جهت جمع آوری فهرستی از مهره دارا ن ایران شامل ماهی‌ها، دوزیستان، خزندگان، پرندگان و پستانداران ایران به انجام رسیده‌اند که از بین آن‌ها می‌توان به فون کامل ایران (Firouz، 2005) اشاره کرد.

در این مطالعه تلاش شد تا با بررسی آثار چاپ شده در رابطه با پستانداران ایران در سال‏های اخیر، گونه‏های اندمیک، گونه‏های اندمیک احتمالی و گونه‏هایی که اندمیک بودن آن‌ها ارزیابی و رد شده نیز بررسی شوند.

مواد و روشها

در این مطالعه، از رویکرد Amori و همکاران (2018) جهت جستجو در منابع استفاده شد. پایگاه‏های داده به صورت مجزا برای مقالات مرتبط با هشت گونه معرفی شده توسط اسکندرزاده و همکاران (2018) و گونه‏هایی که در سایر آثار به عنوان اندمیک ایران معرفی شده بودند به صورت مجزا بررسی شدند. تعریف پیش رو با توجه به مقاله Kerr و Burkey (2002) به عنوان تعریف گونه اندمیک ایران انتخاب شد: «گونه‌ای که در حال حاضر منحصرا درون مرزهای ایران یافت شود». جهت بررسی اندمیک بودن گونه، با مراجعه به منابع ابتدا از استقلال تاکسونومیک یک گونه اطمینان حاصل شد و سپس فرضیه اندمیک بودن گونه با استفاده از پراکنش جغرافیایی ذکر شده در مقالات و نحوه توزیع نقاط نمونه‌گیری در ایران و منطقه مورد بررسی قرار گرفت. باتوجه به اینکه اغلب مطالعات انجام شده در سراسر دنیا بر روی پستانداران اندمیک و عمدتا شامل جوندگان و خفاشان می‌شود، این مطالعه نیز بر روی پستانداران کوچک جثه متمرکز است.

یافته‌ها

بررسی در منابع هفده گونه را به عنوان گونه‏هایی با احتمال اندمیک بودن مطرح نمود. یک گونه به  راسته  خفاشان (Chiroptera)، یک گونه به راسته خارپشت‏ها، حشره‏خورها، و حفار‏ها (Eulipotyphla) و پانزده گونه به راسته جوندگان (Rodentia) تعلق داشتند. در ادامه نتایج بررسی برای هر گونه به صورت مجزا ارائه شده است.

خفاش هیرکانی (Myotis hyrcanicus)

Benda و همکاران (2012) این گونه را به عنوان گونه ای مستقل در Myotis mystacinus morpho-group معرفی ‏می‏نمایند. این بررسی که بر اساس ویژگی‏های ظاهری، مورفومتریک، و توالی کامل ژن سیتوکروم b میتوکندری (Cyt b) نمونه‏ یک نمونه از این گونه انجام شده حاکی از متمایز بودن این گونه از سایر گونه های مشابه ‏می‏باشد. با توجه به این که این گونه فقط از یک منطقه در نزدیکی شهر علی‏آباد در استان گلستان به دام افتاده است، ‏می‏توان آن را در حال حاضر اندمیک ایران تلقی نمود.

حشره خور شوش (Crocidura susiana)

این گونه برای اولین بار توسط Redding و Lay (1978) توصیف شده است. گرچه این گونه تا کنون فقط از حوالی دزفول در استان خوزستان گزارش شده‏است، برخی مطالعات‏ها این احتمال را مطرح ‏می‏کنند که ممکن است این گونه در دامنه گسترده‌تری حضور داشته باشد (Eskandarzadeh و همکاران، 2018). متاسفانه مطالعات ژنتیکی بر روی این گونه صورت نگرفته‏اند ولی بررسی‏های مورفولوژیک متمایز بودن این گونه را تایید ‏می‏نمایند (Dubey و همکاران، 2007).

سنجابک درختی (Dryomis nitedula)

این گونه در غرب آسیا، قفقاز، ایران، و شرق آسیا یافت ‏می‏شود. در مطالعه ای در سال 2020، 45 نمونه از این گونه از شمال شرق، مرکز و غرب ایران با استفاده از توالی Cyt b، و ژن هسته‏ای RIPB بررسی شدند. نتایج این مطالعه نشان داد نمونه‏های فلات ایران انشقاق عمیقی با نمونه‏های این گونه از سایر نقاط دنیا (قفقاز، شرق اروپا و ایتالیا) دارند (Mohammadi و همکاران، 2020). این مطالعه کمترین فاصله ژنتیکی بین نمونه‏های ایرانی و نمونه‏های خارج از ایران را 4.5 درصد گزارش نمود که بیشتر از حد پیشنهاد شده توسط Tobe و همکاران (2010) برای تفکیک گونه‏ها در پستانداران ‏می‏باشد. این مطالعه همچنین نشان داد برخی  از جمعیت‌ها یا زیرگونه های این گونه از لحاظ ویژگی‏های ظاهری و مورفولوژیک با سایر اعضای این جنس چه در داخل و چه در خارج از ایران تفاوت‏های قابل توجهی دارند. نتایج مطالعات اخیر نشان می‏دهد وضعیت تاکسونومیکی سنجابک درختی در ایران هنوز نیازمند بررسی بیشتر می‌باشد.

ول برفی لی (Chionomys layi)

تاکسونو‏می‏گونه Chionomys nivalis در چند دهه اخیر نسبتا بدون تغییر باقی مانده‏ است. ولی در سال‏های اخیر تاکسونو‏می ‏این گونه در کرانه شرقی پراکنش خود با سوالاتی همراه شده است (Yannic و همکاران، 2012، Bannikova و همکاران، 2013). بر همین اساس، Zykov و همکاران )2004( با استفاده از شواهد مورفولوژیک اقدام به توصیف گونه جدیدی از این جنس از منطقه زردکوه، به اسم Chionomys layi نمودند. اما در سال 2017، Mahmoudi و همکاران (2017) به بررسی مجدد این جونده با استفاده از هفت نمونه (شامل دو نمونه از منطقه زردکوه) پرداختند. این مطالعه با استفاده از مورفورمتری، مقایسه توالی Cyt b آن‏ها با 94 توالی از نمونه‏های دیگر از این جنس، و توالی ژن هسته‏ای گیرنده هورمون رشد (ghr) نشان داد Chionomys layi درون C. nivalis قرار ‏می‏گیرد و تحلیل فیلوژنتیک نیز آن را در تاکسون خواهری نمونه‏های منطقه قفاز قرار ‏می‏دهد (Mahmoudi و همکاران، 2017). با توجه به اینکه این دو مطالعه تنها مطالعاتی هستند که به این گونه می‏پردازند، به نظر ‏می‏رسد که C. layi گونه‏ای مستقل نباشد و به همین علت نمی‏تواند به عنوان یک گونه اندمیک معرفی شود.

موش کشتزار (Apodemus avicennicus)

درویش و همکاران (2006) با بهره‌گیری از آنالیزهای مورفولوژیکی و کاریولوژیکی دریافتند، موش کشتزار جدید با کاهش در اندازه‌های دندانی، ساختار ناحیه پالاتوپتریگویید و ناحیه بین ‌اوربیتال وسیع‌تر از سایر گونه‌های این جنس متمایز می‌شود. مقایسه این گونه از زیبا موشان با دیگر گونه‌های آپودموس از ایران و نواحی مجاور نشان داد که این یک گونه متمایز است. ثبت موش کشتزار از فلات مرکزی ایران، اولین گزارش موش‌های کشتزار از ارتفاعات شیرکوه، واقع در استان یزد و جدا شده از مناطق کویری مجاور است. با توجه به تجزیه و تحلیل‌های ریختی و ویژگی‌های تشخیصی گونه‌ها، هیچ مدرکی مبنی بر این که نمونه‌های جدید، متعلق به سایر گونه‌های موش صحرایی در نظر گرفته شود، وجود ندارد. همچنین دو جفت کروموزوم متاسانتریک کوچک از این دیدگاه حمایت می‌کند که A. avicennicus گونه‌ای متمایز است.

زیباموش بهزادی (Calomyscus behzadi)

دژمن و همکاران (2021) در مطالعات خود و نمونه برداری‌هایی که در غرب ایران در رشته کوه های زاگرس انجام دادند ده نمونه کالومیسکوس از استان ایلام (1396) در نزدیکی سنقر در استان کرمانشاه جمع آوری کردند. سپس با مطالعه مولکولی، تجزیه و تحلیل ریختی و مطالعه کاریولوژیک و مطالعه دو ژن میتوکندریای CO1 و CYTB یک کلاد متمایز را در نمونه‌های کوه‌های زاگرس نشان دادند که از سایر گونه‌های زیبا موشان متمایز می‌باشند. لذا، Calomyscus behzadi  گونه جدیدی است که از زاگرس ثبت شده است.

زیباموش کرمانی Calomyscus kermanensis))

دژمن و همکاران (2023)، بر اساس یک رویکرد تلفیقی شامل داده‌های کاریوتیپی، میتوکندری و مورفولوژیکیCalomyscus kermanensis  را به ‌عنوان گونه‌ی بومی جدید از کوه‌های زاگرس جنوبی (شامل استان‌های کهگیلویه و بویراحمد، فارس، کرمان، یزد و هرمزگان) که قبلاً تصور می‌شد متعلق به C. bailwardi بوده، گزارش کردند. اندازه‌گیری‌های جمجمه‌ای نیز C. kermanensis را با بالاترین ارتفاع جمجمه‌ای به عنوان شاخص‌ترین صفت جمجمه‌ای آن، از سایر گونه‌های بررسی‌شده در این جنس جدا کرد.

 

زیباموش کیابی (Calomyscus kiabii)

مطالعات اخیر ناهمگونی‌های قابل توجهی را در میان جمعیت‌های جغرافیایی زیباموشان نشان می‌دهد. رضازاده و همکاران (2024) با استفاده از داده‌های مورفومتریک، مولکولی، مریخت سنجی هندسی و کاریوتیپی، واگرایی 2 گروه دیگر از زیباموشان در غرب ایران را نشان داده‌اند و از آن‌ها به عنوان گونه‌های جدید نام می‌برند. تنوع اندازه درون گونه‌ای در Calomyscus kiabii قابل توجه است و لذا به مطالعات درون گونه‌ای بیش‌تری نیاز است.

زیباموش درویشی (Calomyscus darvishi)

 در مطالعه رضازاده و همکاران (2024)، DNA ژنومی کل از 21 فرد استخراج شد. روش‌های مولکولی مطالعه ایشان و آنالیزهای ریختی مطالعه حاضر، گونه C. darvishi از استان اصفهان -از مناطقی که قبلاً توسط C. bailwardi اشغال شده بود- را به عنوان گونه جدید معرفی کرد. اگرچه سطوح بالایی از واگرایی ژنتیکی در بین گونه‌های Calomyscus وجود دارد، اما بیشتر گونه‌ها در تیپ زیستگاهی مشابهی ( صخره‌ای و بایر ) وجود دارند و از نظر مورفولوژیکی نیز به یکدیگر شباهت دارند.  با این حال، ارزیابی‌های جمجمه‌ای و آنالیزهای ریخت سنجی هندسی در مطالعه حاضر، نمونه‌های بدست آمده از کوه‌های زاگرس را به 5 گروه جدا کردند. رضازاده و همکاران  معتقدند که گروه ها را میتوان در سطح گونه و بر اساس تعدادی از خصوصیات جمجمه و دندانی متمایز دانست.

همستر دم‏دراز زاگرسی (Calomyscus bailwardi)

تاکسونو‏می ‏این جنس از بدو شناسایی در سال 1905 محل مناقشه بوده است. به عنوان مثال گاهی این جنس در خانواده Muridae و گاهی در خانواده Cricetidae قرار داده شده‏است (Vorontsov و همکاران، 1979؛ Wessels، 1998). در حال حاضر این جنس در خانواده Calomyscidae قرار دارد که فقط جنس Calomyscus را در خود جای داده‏است. این جنس تا سال 1979 تنها گونه Calomyscus bailwardi ‏را در بر می‏گرفته است (Ellerman وMorrison-Scott، 1951، Corbet وHill، 1980). در این سال، Vorontzov و Potapova (1979) با بررسی جامع این جنس اکثر نمونه‏ها را در گونه‏های دیگری به جز
C. bailwardi قرار دادند. Musser و Carleton )2005( جوندگان این جنس را به هشت گونه تقسیم کردند و
C. bailwardi به عنوان نام یکی از این هشت گونه انتخاب شد. بر طبق این تقسیم بندی جدید، این گونه تنها در غرب ایران و در محدوده رشته کوه زاگرس حضور دارد.

مطالعه Shahabi و همکاران (2011) روی 84 نمونه بر پایه ویژگی‏های جمجه‏ای و دندانی جنس Calomyscus با استفاده از 34 متغیر، تمایز گونه‏های این جنس از یکدیگر را نشان داد. همچنین، مطالعه فیلوژنتیک Shahabi و همکاران (2013) بر روی توالی زیر واحد I سیتوکروم اکسیداز 28 نمونه (25 نمونه از ایران و 3 نمونه از پاکستان) بر استقلال تاکسونومیک C. bailwardi صحه گذاشت و این گونه را با C.hotsoni و C. baluchi در یک کلاد قرار داد. بررسی مورفومتریک Zarei و همکاران (2013) و Akbarirad و همکاران (2016) با استفاده از ترکیبی از روش‏های مولکولی، مورفومتری، و ریخت شناسی هندسی و مطالعات جدیدتر نشان ‏می‏دهند احتمال دارد نمونه‏های ثبت شده تحت این نام همگی به یک گونه تعلق نداشته باشند و ممکن است C. bailwardi در حقیقت خود از چند گونه تشکیل شده باشد.

همستر دم‏دراز فشمی ‏(Calomyscus grandis)

این گونه که توسط Schlitter و  Setzer (1973) به عنوان یک زیر‏گونه برای C. bailwardi مطرح شده بود، در مطالعه Pavlinov و همکاران (1995) به سطح گونه ارتقا یافت. این گونه تنها از ارتفاعات البرز مرکزی گزارش شده‏است (Eskandarzadeh و همکاران، 2018؛ Yusefi و همکاران، 2019). مطالعاتی که پس از تقسیم جنس Calomyscus به چند گونه به چاپ رسیده‏اند متمایز بودن این گونه از سایر گونه‏های این جنس را نشان می دهند. Sahebjam و همکاران (2009) با استفاده از روش PCR-RFLP به بررسی گونه‏های این جنس پرداختند. این مطالعه که با استفاده از سه آنزیم تحدید کننده HinfI, HincII, HaeIII بر روی ژن سیتوکروم b و افتراق با استفاده از الکتروفورز روی DNA استخراج شده از 47 نمونه انجام شد نشان داد که پنچ گونه این جنس در ایران (C. elburzensis, C. bailwardi, C. hotsoni, C. urartensis, C. grandis) از هم متمایز می‏باشند. بررسی کاریوتیپ این گونه توسط Shahabi و همکاران (2010) روی نمونه های جمع‏آوری شده بین سال های 2004 تا 2009 نشان دهنده متمایز بودن نمونه‏های
C. grandis از سایر گونه‏های این جنس بود. مطالعه مورفومتریک Shahabi و همکاران (2011) روی جنس Calomyscus نیز نشان‏دهنده وجود تفاوت بین C. grandis و سایر گونه‏های در این جنس بود؛ C. grandis به صورت کلی از سایر گونه های این جنس بزرگ‏تر بود و در نزدیک به تمامی اندازه گیری‏های انجام شده روی جمجه میانگین بالاتری را از سایر گونه‏ها را به خود اختصاص داد.

مطالعه Zarei و همکاران (2013) با استفاده از آنالیز فوریه روی اولین آسیای پایین و تحلیل مورفومتری هندسی بر روی سمت چپ فک پایین 64 نمونه این جنس نیز نشان‏دهنده این نکته بود که C. grandis از حیث خصوصیات مورفومتری متمایز‏ترین گونه در این جنس می‍باشد. بررسی Shahabi و همکاران (2013) با استفاده از توالی یابی CoI نیز C. grandis را در یک تاکسون مستقل قرار دارد و بیان نمود این گونه با C. elburzensis در یک کلاد قرار دارند. این مطالعه موفق به شناسایی 20‏ هاپلوتایپ در 28 نمونه شد که هیچ دو گونه‏ای با هم‏ هاپلوتایپ مشترک نداشتند.

گرچه C. grandis کاریوتیپی مشابه C. mystax دارد، مطالعه Akbarirad و همکاران (2015) با استفاده از ویژگی‏های مورفومتریک و توالی Cyt b نشان می دهند این دو گونه از نظر فیلوژنتیک و مورفومتریک متمایز هستند. مطالعه Rezazadeh و همکاران (2020) با استفاده از توالی Cyt b، CoI و پروتئین متصل‏شونده به رتینول (Rbp3)، کاریوتیپ، مورفومتری، و مورفومتری هندسی برای 45 نمونه صید شده در 13 منطقه در ایران محدوده پراکنش این گونه در شمال ایران را تا البرز غربی گسترش داد. این مطالعه همچنین بررسی حضور و یا عدم حضور این گونه در در منطقه قفقاز را نیازمند مطالعات میدانی بیشتر می‏داند و از وجود تباری در زاگرس خبر می دهد که با سایر تاکسون‏ها در این جنس تفاوت ژنتیکی قابل‏توجهی دارد (تفاوت ژنتیکی بیش از 10%) که می تواند نشان‏دهنده وجود یک گونه جدید و اندمیک در منطقه زاگرس باشد.

ول ایرانی (Microtus irani)

این گونه در سال 1921 توسط Thomas توصیف شده و نمونه تایپ آن از اطراف شیراز صید شده است (Cheesman، 1921). Ellerman (1941) این جنس را به دو گروه socialis و guentheri تقسیم کرد. به صورت کلی، تاکسونومی جنس Microtus پیچیده می‏باشد و همین پیچیدگی باعث شده گونه‏های جدیدی از این جنس در سال‏های اخیر نیز توصیف شوند که می توان به مطالعات Golenishchev و همکاران (2002) و  Yigit و Colak (2002) در این زمینه اشاره نمود. Potapov و همکاران (1998) به بررسی چندین گونه در جنس Microtus با استفاده از روش RAPD-PCR و اثر انگشت DNA برای DNA هسته پرداختند. متنوع ترین الگوی قطعات DNA در M. arvalis و M. irani مشاهده شد و M. socialis به عنوان تاکسون خواهری M. irani پیشنهاد گردید. Kefelioglu و Krystufek (1999) در مقاله ای در رابطه با ول‏های گروه socialis در جنس Microtus بیان می کنند M. irani  چه از نظر مورفولوژی و چه از حیث کاریوتیپ به خوبی تعریف نشده است. در همین مقاله، نویسندگان تعلق نمونه‏های جمع آوری شده توسط سه تیم دیگر در سوریه، ترکیه و اسرائیل به M. irani را با استناد به کاریوتیپ نمونه‏ها به چالش می کشند. از طرف دیگر، Jaarola و همکاران (2004) طی مطالعه 81 نمونه از جنس Microtus از 25 گونه بر پایه توالی Cyt b، ضمن اشاره به ابهام در تاکسونومی این جنس، ابراز ‏می‏کنند به نظر ‏می‏رسد نمونه‏های M.guentheri مورد استفاده در مطالعه که از اسرائیل و سوریه صید شده اند به M. irani تعلق داشته باشند.

Neronov و همکاران (2006)، در مطالعه ای بر روی جوامع جوندگان صحرای توران، حضور M. irani را در حاشیه منطقه مورد مطالعه (مناطق کوهستانی استپی جنوب ترکمنستان) گزارش ‏می‏کنند ولی به بررسی تاکسونومی این گونه نمی‏پردازند و تنها به ذکر حضور گونه در منطقه اکتفا می‏کنند. ابهام در کاریوتیپ M. irani در مقاله Arsalan و همکاران (2016) نیز مورد اشاره قرار گرفته است. این مطالعه بیان ‏می‏کند تاکنون برای این گونه عدد دیپلوئید برابر 46، 54، 60 و 62 گزارش شده است. طبق بررسی این تیم، این تفاوت ناشی اشتباه در تعیین عدد دیپلوئید در مطالعات قدیم و نسبت دادن سایر گونه‏ها بهM. irani  ‏می‏باشد.

با استفاده از توالی کامل Cyt b و مورفومتری، Krystufek و همکاران (2010) نسبت به بررسی 14 ول منسوب به
M. irani در ترکیه و مقایسه آن‌ها با نمونه‏های موزه‌ای و نمونه تایپ گونه اقدام نمودند. نتایج نه تنها نشان دهنده حضور M. irani در ترکیه بودند، بلکه دلالت بر وجود زیر گونه‌ای می‏کردند که برای آن اسم M. irani karamani انتخاب شد. این مطالعه همچنین نشان داد که عدد دیپلوئید برای این گونه 60 ‏می‏باشد. مطالعه دیگری با استفاده از توالی Cyt b هشت نمونه و مقایسه آن با 23 ‏هاپلوتایپ از شش گونه دیگر این جنس، نشان ‏می‏دهد M. irani در لبنان نیز حضور دارد (Krystufek و همکاران، 2013). Mahmoudi و همکاران (a 2014) با بررسی توالی Cyt b شش نمونه صید شده از غرب ایران نشان داند که زیر گونه M. i. karamani در استان کردستان نیز حضور دارد. این مطالعه همچنین نشان داد جمعیت‏های زیر گونه
M. i. karamani در ایران، ترکیه و لبنان از لحاظ ژنتیکی از هم متمایز هستند. افزون بر این، مطالعه فیلوژنتیک Zorenko و همکاران (2014) در مطالعه ای با محوریت
M. schidlovskii طی مقایسه 37 هاپلوتایپ نشان ‏می‏دهند ول‏های M. irani ترکیه، لبنان، و غرب ایران در حقیقت به گونه M. schidlovskii متعلق هستند و نمونه تایپ شیراز در حقیقت تنها باقیمانده جمعیت‏های این تاکسون ‏می‏باشند که توانسته پس از جدا شدن از سایر گونه‏ها در ترکیه و غرب ایران به صورت آلوپاتریک گونه‏زایی نماید. مطالعه Mahmoudi و همکاران (b 2014) روی دو نمونه M. irani که از نزدیکی شیراز صید شده بودند دو عدد دیپلوئید 48 و 62 را گزارش ‏می‏کند؛ در عین حال این دو جانور از لحاظ مورفولوژیک و ژنتیکی کاملا مشابه هم بودند. این مطالعه همچنین احتمال تعلق M. i.  karamani و
 M. schidlovskii به یک گونه را نیز مطرح ‏می‏نماید.

ول قزوینی (Microtus qazvinensis)

این گونه برای اولین بار در مقاله ای در سال 2002 توصیف شده است (Golenishchev و همکاران، 2002). این گونه که عدد کروموزومی برابر با M. guentheri دارد، از طریق مشخصات ظاهری و مورفومتریک قابل تفکیک از M. guentheri می باشد. این مقاله همچنین به بررسی امکان تولید مثل بین این گونه و سایر گونه‏های جنس Microtus می‌پردازد. نتایج آمیزش نشان می‌دهد که حداقل حیوانات نر نسل 1F و بعضا حیوانات نر و ماده نسل 1F عقیم می‌باشند. این تیم تحقیقاتی این گونه را در منطقه‌ای به جز اطراف بویین زهرا در استان قزوین پیدا نکردند.

در مطالعه منتشر شده توسط Krystufek و همکاران (2009)، به اهمیت بررسی و شفاف سازی تاکسونو‏می‏گونه‏های ول با پراکنش محدود (مانند
M. qazvinensis و M. paradoxus) تاکید شده است. در مطالعه دیگری روی گونه‏های این جنس Krystufek و همکاران (2012) با استفاده از توالی Cyt b به بررسی شش نمونه و 23‏ هاپلوتیپ که در گذشته برای شش گونه ثبت شده بودند، به بررسی فیلوژنی ول‏های اجتماعی پرداختند. گرچه هیچ کدام از نمونه‏ها و ‏هاپلوتایپ‏های مورد استفاده در این مطالعه به M. qazvinensis متعلق نبودند، نویسندگان با اشاره به برابری عدد دیپلوئید M. qazvinensis، M.guentheri، و M. hartingi (54=n2)، تعیین جایگاه فیلوژنتیک گونه را منوط به انجام بررسی‏های مولکولی ‏می‏دانند (Kryštufek و همکاران، 2012). Mohammadi و همکاران (2013) برای اولین بار M. qazvinensis را حوالی قیدار در زنجان گزارش ‏می‏کنند. نمونه مورد بررسی در این مطالعه 54 کروموزوم داشته‏است که با مطالعات گذشته همخوانی دارد.

Mahmoudi و همکاران (2015) با ترکیب داده‏های کاریوتیپ، مورفولوژیک، مورفومتریک، و ژنتیکی (توالی Cyt b) به بررسی اعتبار M. qazvinensis ‏می‏پردازند. این مطالعه با بررسی مجموعا 26 نمونه (از استان‏های قزوین، کردستان، و زنجان) و مقایسه خصوصیات مورفولوژیک و  توالی Cyt b آن‏ها با سایر گونه‏های این جنس، نشان داد این گونه، همانطور که در بررسی‏های گذشته ذکر شده، به گروه guentheri در جنس Microtus تعلق دارد. در کل، این مطالعه نشان دهنده استقلال این گونه است و
M. dogramacii را به عنوان نزدیک‏ترین گونه به
M. qazvinensis معرفی ‏می‏کند (Mahmoudi و همکاران، 2015).

ول کرمانی (Microtus kermanensis)

این گونه برای اولین باز توسط Roguin (1988) در بررسی پستاندارن منطقه بلوچستان در ایران به عنوان یک گونه مستقل معرفی شد. لکن مطالعات زیادی روی ول‏های گروه arvalis و به خصوص  M. kermanensis صورت نگرفته است. در عین حال، Musser و Carleton (2005) و Karami و همکاران (2008) این گونه را به عنوان عضوی از M. transcaspicus معرفی ‏می‏نمایند. Siahsarvi و همکاران (2008) نیز در مطالعه‌ای روی ول‏های گروه arvalis با استفاده از مورفومتری هندسی، M. kermanensis را به عنوان مترادفی برای M. transcaspicus در نظر ‏می‏گیرند. از طرف دیگر، Mahmoudi و همکاران (2018) با استفاده از chromosome banding شباهت بیشتری بین M. kermanensis و M. mystacinus (در مقایسه با M. transcriptus) گزارش نمود.

در مطالعه‌ای در سال 2019، Golenishchev  و همکاران (2019) تلاش ‏می‏کنند تا با استفاده از توالی Cyt b و سایر شواهد موجود، از رابطه بین M. kermanensis و
M. mystacinus رمزگشایی نمایند. این مطالعه نشان داد
M. rossiaemeridionalis، M. mystacinus، و M. kermanensis یک گروه monophyletic را تشکیل ‏می‏دهند که تاکسون خواهری M. arvalis ‏می‏باشد؛ در این گروه، M. mystacinus و M. kermanensis رابطه نزدیک‏تری با هم داشتند و به همین علت شاید بتوان آن‏ها را به عنوان یک گونه واحد در نظر گرفت. از طرف دیگر، مقایسه این دو گونه با توجه به خصوصیات مورفولوژیک نشان داد M. kermanensis در تما‏می‏متغیر‏ها به طرز معنی‌داری از M. mystacinus بزرگ‏تر ‏می‏باشد. نویسندگان پیشنهاد ‏می‏کنند این سه گونه تا انجام بررسی‏های تکمیلی به عنوان سه گونه مستقل لحاظ گردند. که در این صورت ‏می‏توان M. kermanensis را به عنوان یک گونه اندمیک مد نظر قرار داد.

دوپای توسی (Scarturus toussi)

Darvish و همکاران (2008) این گونه را برای اولین بار به عنوان یک گونه مستقل تحت نام علمی ‏Allactaga toussi معرفی نمودند. نتایج مطالعه بر روی 40 نمونه از 4 جنس این گونه، با استفاده از ویژگی‏های مورفولوژیک، مورفومتریک، و کاریوتیپ، نشان داد این گونه با با سایر گونه‏های این جنس (S. williamsi, S. elater, S. hotsoni) در عمده متغیرها به جز عدد دیپلوئید (48=n2) تفاوت‏های قابل توجهی دارد که حاکی از وجود گونه جدیدی در منطقه شمال شرق ایران ‏می‏باشد. مطالعه Dianat و همکاران (2010) نیز نشان دهنده استقلال این گونه ‏می‏باشد. این مطالعه که از بخشی از توالی CoI در کنار خصوصیات مورفومتریک استفاده نمود تا تفاوت‏ها و شباهت‏های
S. williamsi, S. elater, S. firouzi, S. hotsoni, S. toussi را بررسی کند، نشان داد S. toussi از حیث مشخصات مورفومتریک و ژنتیکی از سایر گونه متمایز ‏می‏باشد. این مطالعه همچنین نشان داد تفاوت‏های درون‏گونه‏ای برای
S. toussi از تفاوت های درون‏گونه‏ای سایر گونه‏ها کم‌تر ‏می‏باشد که موید استقلال تاکسونومیکی نمونه‏های بررسی شده در این مطالعه می‏باشد.

مطالعه Tarahomi و همکاران (2010) بر پایه مورفومتری هندسی نیز نشان دهنده تمایز S. toussi از سایر گونه‏های این جنس بود.

در یک مطالعه جامع از تمامی گستره پراکنش گروه
S. elater، که شامل 115 نمونه از 47 منطقه از چین تا سوریه بود، Bannikova و همکاران (2019) به بررسی این گونه پرداختند. نمونه‏های S. toussi نیز در این مطالعه بررسی شدند. این مطالعه که بر مبنای Cyt b و ژن‏های هسته ای 1BRCA و IRBP انجام شد، احتمال تعلق
S. toussi را به S. indica و یا S. vinogradovi را مطرح نمود. این مطالعه بیان می‌کند تعیین روابط دقیق این گونه را منوط به بررسی‏های دقیق تر در آینده می باشد.

دوپای فیروز (Scarturus firouzi)

این گونه که نمونه‏ای از آن طی سفر هیات تحقیقاتی Street به ایران از اطراف شهرضا در استان اصفهان جمع آوری شده بود، در سال 1978 توسط Womochel به عنوان یک گونه مستقل توصیف گردید (Womochel، 1978). احتمال اندمیک بودن این گونه در ایران و دریافت وضعیت حفاظتی Critically Endangered موجب توجه محققان به جنبه‏های مختلف بیولوژی و اکولوژی این گونه شده است (این گونه در حال حاضر Data Deficient می باشد). برای نمونه، Naderi و همکاران (2009) به بررسی زیستگاه این گونه و همبستگی حضور گونه با پوشش گیاهی، و تراکم دوپای فیروز پرداختند. مطالعات اخیر این احتمال را مطرح نموده‏اند که این گونه در حقیقت به S. hotsoni تعلق داشته باشد.

 مطالعه Dianat و همکاران (2010) بر پایه تحلیل توالی CoI و مورفومتری 27 نمونه از این جنس نشان ‏می‏دهد این گونه بسیار شبیهS. hotsoni  ‏می‏باشد و در هیچ متغیر مورفومتریکی تفاوتی بین این دو گونه وجود ندارد. بررسی توالی CoI دو گونه نیز آنها را در کنار هم قرار داد (فاصله ژنتیکی 0.009%). مطالعه Tarahomi و همکاران (2010) بر روی مورفومتری هندسی گونه‏های این جنس نیز نشان دهنده این نکته بود که این گونه با  S. hotsoni در یک گروه قرار ‏می‏گیرد. مطالعه Dianat و همکاران (2012) بر روی توالی  به طول 903 جفت باز از Cyt b و توالی به طول 632 جفت باز از CoI نشان داد S. firouzi  و S. hotsoni در یک کلاد قرار دارند. این مطالعه S. firouzi را به عنوان یک مترادف برای S. hotsoni معرفی ‏می‏نماید و پیشنهاد ‏می‏کند S. firouzi به عنوان زیر گونه ای برای S. hotsoni  در نظر گرفته شوند. مطالعه Rahimi-Pozve و همکاران (2015) بر روی کاریوتیپ سلول‏های کشت داده شده سه گونه از این جنس (S. firouzi, S. hotsoni, S. elater) نیز نشان داد که این سه گونه در تعداد کروموزوم با هم برابر ‏می‏باشند (48=n2) و آنالیز خوشه S. firouzi و S. hotsoni  را با هم در یک خوشه قرار دارند.

دوپای ویلیام (Scarturus williamsi)

این گونه در ایران، ترکیه، و آذربایجان حضور دارد (Colak و همکاران، 1994؛ Colak وYigit، 1998). مطالعه Dianat و همکاران (2010) بیان می‏کند که این گونه از سایر گونه‏های جنس Scarturus به طرز معنی‏داری بزرگ‏تر است و از نظر ژنتیک و مورفومتریک در تاکسون مجزایی از سایر دوپاهای ایران قرار ‏می‏گیرد. مطالعه Tarahomi و همکاران (2010) نیز بر همین نکته دلالت دارد. مطالعه Dianat و همکاران (2012) بر مبنای توالی بخشی از ژن‏های Cyt b و  CoI نشان دهنده متمایز بودن این گونه از S. euphratica (گونه دیگری که در غرب ایران یافت می‌شود) ‏می‏باشد و قرار گرفتن آن‌ها در دو گونه متفاوت را تایید ‏می‏کند. در عین حال، این مطالعه این گونه را به عنوان یک گونه پیچیده (complex) معرفی ‏می‏نماید.

گرچه این گونه عمدتا از غرب کشور گزارش شده است و نقطه حضوری در نیمه شرقی کشور نداشته است، Hamidi و همکاران (2016) حضور این گونه در منطقه کپه داغ را گزارش ‏می‏کنند. گرچه خصوصیات ظاهری و مورفولوژیک این دو نمونه مشابه سایر نمونه‏های S. williamsi می‏باشد، بررسی تبارزایی نمونه‏ها را به عنوان تاکسون خواهری تاکسونی متشکل از S. williamsi و S. euphratica معرفی نمود. نویسندگان این دو نمونه را به عنوان اعضای
S. williamsi طبقه بندی ‏می‏کنند ولی اشاره ‏می‏نمایند که مطالعات تکمیلی جهت بررسی دقیق تر دوپاهای این منطقه مورد نیاز است. در همین راستا، Javdani Ashkbar و همکاران (2018) اقدام به بررسی 8 نمونه از این جنس در منطقه کپه داغ نمودند. در این بررسی که از خصوصیات مورفولوژیک جمجمه و دندان، ویژگی‏های مورفومتریک، و توالی Cyt b استفاده شد، نمونه‏های منطقه کپه داغ با
S. elater، S. toussi، S. hotsoni، و S. williamsi تفاوت‏های معنی‏داری نشان دادند. این مطالعه همچنین تفاوتی بیش از 15% بین توالی  Cyt b نمونه‏های کپه داغ و سایر نمونه‏های S. williamsi، گزارش ‏می‏نماید که بیش از تفاوت بین‏گونه‏ای در این جنس است.

دوپای سه انگشتی تالر (Jaculus thaleri)

این گونه برای اولین بار توسط Darvish و Hosseinie (2005) بر اساس ویژگی‏های نمونه‏های صید شده اطراف کاشمر (خراسان رضوی) و بندان (سیستان و بلوچستان) توصیف شد. در مجموع 18 نمونه (ده نمونه از کاشمر و هشت نمونه از بندان) بر اساس مشخصات جمجمه‏ای، دندانی، 5 پارامتر اندازه خارجی، و کاریوتیپ بررسی شدند. نتایج حاکی از آن بود که دو نمونه از هجده نمونه به گونه جدیدی تعلق دارند.  این گونه جدید در مقایسه با J. blanfordi در ویژگی های مورد بررسی تفاوت دارد.

Darvish و همکاران (2016) به بررسی بیوسیستماتیک جنس Jaculus در ایران پرداختند. این مطالعه با بهره گرفتن از روش‏های سیتوژنتیک، مورفولوژیک، و مورفومتریک نشان ‏می‏دهد J. jaculus و J. blanfordi در ایران عمدتا دو گستره متفاوت را اشغال ‏می‏نمایند و فقط در بخشی از استان اصفهان با هم در یک منطقه حضور دارند. این مطالعه به بررسی J. thaleri به عنوان یکی از گونه‏های این جنس نمی‏پردازد، گرچه از این گونه به عنوان یکی از گونه‏های جنس Jaculus در ایران نام ‏می‏برد.

بحث و نتیجه‌گیری

به‏کارگیری روش‏های جدید از قبیل آنالیزهای مولکولی و مورفومتری هندسی باعث تغییرات گسترده‏ای در تاکسونو‏می‏ پستانداران ایران شده و از طرف دیگر، افزایش تعداد مطالعات باعث اصلاح و دقیق‏تر شدن محدوده حضور گونه‏ها گشته ‏است (Farhadinia و همکاران، 2016، Javdani Ashkbar و همکاران، 2018، Yusefi و همکاران، 2019). به عنوان نمونه Yusefi و همکاران (2019) در طی مقایسه نتایج خود با نتایج کرمی و همکاران (1395) به تغییرات تاکسونومیکی برای 45 گونه از پستانداران ایران اشاره می‏نمایند. بدیهی است که این تغییرات گسترده در تاکسونومی گونه‏ها از طریق معرفی گونه‏های جدید و یا ادغام یک گونه با گونه‏ای دیگر منجر به تغییر وضعیت گونه‏های اندمیک خواهد شد. بازنگری کلی آرایه شناسی، با همکاری مشترک دانشمندان علم آرایه شناسی با دانشمندان حفاظت‌گرا، می‌تواند ما را به فهرستی از گونه‌های پنهان و پیچیده اندمیک که در معرض خطر هستند، رهنمون شود (taylor و همکاران، 2019). این نکته نشان دهنده ضرورت بروزرسانی لیست پستانداران اندمیک ایران نیز می‏باشد.

در این مطالعه، اندمیک بودن 13 گونه از پستانداران کوچک ایران بطور خاص بررسی شد. این مطالعه به مرور و بازنگری مطالعات اخیر بخصوص آثاری که از سال 2018 تا کنون منتشر شده‏اند ( به عنوان مثال (Mohammadi و همکاران، 2020، Rezazadeh و همکاران، 2020) و مواردی که بنا به دلایل مذکور احتمال اندمیک بودن دارند، پرداخته است.

پس از مطالعه Benda و همکاران (2012) بر روی خفاش‏های ایران و معرفی شدن Myotis hyrcanicus به عنوان یک گونه مستقل در جنس Myotis، هنوز مطالعه‏ای به بررسی حضور این گونه در سایر نقاط کشور و منطقه نپرداخته است. حشره خور شوش در مطالعات Karami و همکاران (2008)، کرمی و همکاران (1395)، Eskandarzadeh و همکاران (2018) و Yusefi و همکاران (2019) به عنوان یک گونه مستقل و اندمیک ایران مطرح شده است. هرچند به نظر می رسد این گونه اندمیک ایران باشد، Hutterer (2005) محدوده پراکنش این گونه را ذکر نمی‏نماید. به همین دلیل به نظر ‏می‏رسد مطالعات تکمیلی برای حصول اطمینان از عدم حضور این گونه در مناطق مجاور در کشور عراق ضروریست.

با توجه به این که زمان بسیار کمی از انتشار مطالعه Mohammadi و همکاران (2020) روی سنجابک درختی (Dryomis nitedula) گذشته است، هنوز نمی توان در رابطه با این گونه اظهار نظر نمود.

دوپای فیروز از بین آثار جدید تنها در چک لیست Karami و همکاران (2008) حضور دارد. در مجموع شواهد حاکی از آن است که این گونه در حقیقت نمی‏تواند به عنوان گونه‏ای اندمیک تلقی شود زیرا محدوده پراکنش گونه Scarturus hotsoni که دوپای فیروز ذیل آن قرار گرفته است از پاکستان تا ایران گسترش می‏یابد (Shenbrot، 2009).
S. toussi در مطالعه Karami و همکاران ( 2008)، کرمی و همکاران (1395)، و Eskandarzadeh و همکاران (2018) به عنوان گونه‌ای مسقل و اندمیک ایران ارائه شده است. گرچه مطالعه Moshtaghi و همکاران (2016) بیانگر تمایز این گونه از S. elater می باشد، هنوز رابطه این گونه با
S. vinogradovi بررسی نشده است. به همین علت Yusefi و همکاران (2019) با استناد به Michaux وShenbrot (2017)، S. toussi را به صورت مجزا بررسی ننموده و آن را به عنوان مترادفی برای S. vinogradovi مطرح می نمایند که در بین گونه‏های اندمیک ایران جا ندارد. شواهد به دست آمده نشان می‌دهند گرچه گونه S. williamsi اندمیک ایران نمی‌باشد، این احتمال وجود دارد که نمونه‏های به دام افتاده در کپه داغ متعلق به گونه‏ای جدید و توصیف نشده باشند که می‏تواند خود به عنوان یک گونه اندمیک ایران معرفی شود. از همین رو، Eskandarzadeh و همکاران (2018) این گونه را با ملاحظاتی به عنوان یک گونه اندمیک ایران معرفی ‏می‏نمایند. Jaculus thaleri در چک لیست Karami و همکاران (2008)، کرمی و همکاران (1395)، Eskandarzadeh و همکاران (2018) و Yusefi و همکاران (2019) به عنوان گونه‌ای مستقل و اندمیک ذکر شده ولی استقلال آن هنوز توسط مطالعات مولکولی بررسی نشده است. Michaux و Shenbrot (2017) این گونه را یک فنوتیپ غیر عادی از J. blanfordi قلمداد می کنند. 

گرچه Karami و همکاران (2008)، Karami و همکاران (2016)، Eskandarzadeh و همکاران (2018) و Yusefi و همکاران (2019) Calomyscus bailwardi را به عنوان گونه اندمیک معرفی نموده اند، به نظر ‏می‏رسد تصمیم‌گیری قطعی در مورد اندمیک بودن این گونه نیازمند واضح‌تر شدن روابط فیلوژنی درون گونه باشد تا مشخص گردد آیا این گونه یک گونه نهان (cryptic) و یا پیچیده (complex) می‌باشد یا نه و در صورت وجود چند گونه، پراکنش هر گونه تا چه محدوده‌ای ادامه می‌یابد. از طرف دیگر، Krystufek و Vohralík (2001) این گونه را در ترکیه نیز گزارش ‏می‏کند. در شرایط حاضر و با توجه به مشاهده این گونه از از کرمان تا آذربایجان غربی (Yusefi و همکاران، 2019)، حضور این گونه در ترکیه محتمل به نظر می‌رسد. C. grandis نیز مشابه C. bailwardi در هر چهار اثر به عنوان یک گونه اندمیک معرفی شده و به نظر می‏آید اندمیک بودن آن محل مناقشه نباشد. علی رغم این نتایج و با توجه به بررسی Rezazadeh و همکاران (2020)، این احتمال وجود دارد که مطالعات آینده موفق به یافتن این گونه در منطقه قفقاز شده و یا گونه اندمیک جدیدی را در زاگرس معرفی نمایند.

Microtus irani و M. qazvinensis در بررسی‏های Karami و همکاران (2008)، کرمی و همکاران (1395)، Eskandarzadeh و همکاران (2018) و Yusefi و همکاران (2019) به عنوان یک گونه مستقل ذکر شده اند. بر خلاف M. qazvinensis که با احتمال بسیار زیاد اندمیک ایران می‌باشد، منابع اندمیک بودن M. irani  را با تردید روبه‏رو نموده‌اند. به نظر ‏می‏رسد این گونه با داشتن حداقل دو زیر گونه M. i. karamani در شرق ترکیه، غرب ایران، لبنان و سوریه و M. i. irani در جنوب غرب ایران، اندمیک ایران نباشد. قطعا بررسی‏های تکمیلی در آینده ‏می‏توانند وضعیت تاکسونومیک این گونه و در نتیجه اندمیک بودن و یا نبودن این گونه را روشن‏تر کنند. در بین این چهار اثر
M. kermanensis تنها در مطالعه Yusefi و همکاران (2019) به عنوان گونه‏ای مستقل ذکر شده‏است. Karami و همکاران (2008) این گونه را به عنوان مترادفی برای
 M. transcaspicusدر نظر می‏گیرند. برای این گونه هنوز نتیجه واحدی ارائه نشده است. در حالی که Shenbrot و Krasnov (2005) این گونه را به عنوان یک گونه مستقل در نظر می‏گیرند، Musser و Carleton (2005) آن را مترادفی برای M. transcaspicus معرفی می‏کنند. به نظر می‌رسد تصمیم‌گیری درباره این گونه نیازمند بررسی‏های تکمیلی است.

بررسی اندمیک بودن یک گونه نیازمند حصول اطمینان از استقلال تاکسونومیکی گونه ‏می‏باشد. در صورت احراز این شرط ‏می‏توان با بررسی پراکنش گونه در زمینه اندمیک بودن آن اظهار نظر نمود. این نکته نشان می‏دهد مفهوم اندمیسم از طرفی به تاکسونومی وابسته می‏باشد و از طرف دیگر تحت تاثیر جغرافیای زیستی است. متاسفانه برای اغلب گونه‏هایی که در این مطالعه بررسی شدند، فقط مقالات محدودی به مطالعه مقایسه ای چند گونه در تمام گستره حضور گونه پرداخته‌اند. در حالیکه چنین مطالعاتی می‌توانند به بسیاری از ابهامات موجود در زمینه وضعیت تاکسونومیکی  این گونه‏ها پاسخ دهند و به شناسایی و طبقه‏بندی گونه‏ها کمک کنند. به عنوان نمونه، Tabatabaei Yazdi و Adriaens (2013) به بررسی چهار گونه جرد (جنس Meriones) موجود در شمال غرب ایران با استفاده از 536 نمونه از سراسر گستره پراکنش گونه‏ها پرداختند.مشابه همین مورد، Tabatabaei Yazdi و Alhajeri (2018) به بررسی جمجمه 972 نمونه از هفت گونه جرد با استفاده از تکنیک‏های مورفومتری هندسی پرداختند، که طی آن شاخص‏هایی برای افتراق گونه‏ها استخراج گردید. چنین مطالعاتی می‏توانند از وقوع خطا در شناسایی گونه‏ها، و در نتیجه ایجاد پیچیدگی و ابهام در تاکسونومی و محدوده پراکنش آن‏ها جلوگیری نمایند.

تمام گونه‏های مورد بررسی در این مطالعه از پستانداران کوچک ‏جثه بودند. در مطالعه Amori و Castiglia (2018) بر روی پستانداران اندمیک ایتالیا نیز 85% گونه‏ها بررسی شده از پستانداران کوچک بودند. در مطالعات Das و Parida (2016) و Mallick و همکاران (2007) نیز نزدیک به 80% گونه‏های اندمیک هند را پستانداران کوچک تشکیل می دادند. Yalden و Largen (1992) نیز سهم پستانداران کوچک را از کل پستانداران اندمیک اتیوپی نزدیک به 85% اعلام می‏کنند. در گونه‏های پستانداران کوچک، طول نسل کوتاه و توانایی تحرک کم منجر به کاهش جریان ژن بین جمعیت‏ها و افزایش اثر رانش ژنی می شود که در طولانی مدت می تواند به همراه جدایی فیزیکی موجب گونه‌زایی شود (Ceballos و Navarro، 1991).

Fox و همکاران (1996) ، Valdez و Ceballos (1997) و Manes و همکاران (2021) بیان می‏کنند گونه‏های اندمیک در مقایسه با سایر گونه‏ها بیشتر در معرض خطر انقراض قرار دارند. مطالعه Wijesinghe و Brooke (2005) در سریلانکا نیز نشان داد گونه‏های اندمیک بیشتر تحت تاثیر آشفتگی‏های محیطی قرار می‌گیرند. از همین‌رو می‏توان از گونه‏های اندمیک برای جهت‏دهی به مدیریت و اقدامات حفاظتی بهره برد. در پایان، این مطالعه نشان دهنده اهمیت بررسی‏های دقیق و جامع در مورد گونه‏های اندمیک می‏باشد. مطالعات آینده می‏توانند با ارزیابی و شفاف‏سازی وضعیت تاکسونومیکی گونه‏های اندمیک، به برنامه‏ریزی بهتر در راستای حفاظت از تنوع زیستی کشور کمک نمایند.

حدادیان شاد، ح.، درویش، ج.، رستگار پویانی، ا.،1395. مقایسه الگوهای پراکنش جغرافیایی حاصل از نوسانات اقلیمی در فلات ایران با تأکید بر ایران مرکزی با استفاده از داده‏های مولکولی. مجله پژوهشهای جانوری. جلد 29، شماره 4، صفحات 411 تا 425.
شمس اسفند آباد، ب. و کابلی، م.، 1397. توسعه شبکه مناطق حفاظتی با به کار‌گیری رویکرد برنامه‌ریزی سیستماتیک در ایران.  فصلنامه محیط زیست جانوری. سال 10، شماره 4، صفحات 147 تا 162.
ضیایی، ه.، 1387. راهنمای صحرایی پستانداران ایران. انتشارات کانون آشنایی با حیات وحش. 422 صفحه.
قاسمی، ح. و مصطفی‏اف، ق.، 1391. تنوع زیستی ماهیان رودخانه مردوق چای در حوضه ارومیه. فصلنامه محیط زیست جانوری. سال 4، شماره 4، صفحات 73 تا 78.
کرمی، م.، قدیریان، ط.، فیض الهی، ک.، 1395. اطلس پستانداران ایران. انتشارات سازمان حفاظت از محیط زیست. 292 صفحه.
 
Akbarirad, S.; Darvish, J. and Aliabadian, M., 2016. Increased species diversity of brush-tailed mice, genus Calomyscus (Calomyscidae, Rodentia), in the Zagros Mountains, western Iran. Mammalia. Vol.  80, No. 5, pp: 549-562.
 Akbarirad, S.; Darvish, J.; Aliabadian, M. and Kilpatrick, C.W., 2015. Biosystematic study of Calomyscus mystax (Rodentia, Calomyscidae) from north eastern Iran. Iran. J. Anim. Biosyst. Vol.  11, No. 1, pp: 65-77.
 Amori, G. and Castiglia, R., 2018. Mammal endemism in Italy: a review. Biogeographia. Vol.  33, No.  pp: 19-31.
 Arslan, A.; Toyran, K.; Gozutuk, S.; Yorulmaz, T. and Zima, J., 2016. Comparison of the chromosome banding patterns in three species of social voles (Microtus irani karamani, M. schidlovskii, M. anatolicus) from Turkey. Turk. J. Zool. Vol.  40, No. 6, pp: 910-916.
Bannikova, A.; Lebedev, V.; Dubrovskaya, A.; Solovyeva, E.; Moskalenko, V.; Kryštufek, B.; Hutterer, R.; Bykova, E.; Zhumabekova, B. and Rogovin, K., 2019. Genetic evidence for several cryptic species within the Scarturus elater species complex (Rodentia: Dipodoidea): when cryptic species are really cryptic. Biol. J. Linn. Soc. Vol.  126, No. 1, pp: 16-39.
Bannikova, A.; Sighazeva, A.; Malikov, V.; Golenishchev, F. and Dzuev, R., 2013. Genetic diversity of Chionomys genus (Mammalia, Arvicolinae) and comparative phylogeography of snow voles. Russ. J. Genet. Vol.  49, No. 5, pp: 561-575.
Benda, P.; Faizolâhi, K.; Andreas, M.; Obuch, J.; Reiter, A.; Ševčík, M.; Uhrin, M.; Vallo, P. and Ashrafi, S., 2012. Bats (Mammalia: Chiroptera) of the Eastern Mediterranean and Middle East. Part 10. Bat fauna of Iran. Acta Soc. Zool. Bohem. Vol.  76, No. 1-4, pp: 163-582.
Ceballos, G. and Navarro, D., 1991. Diversity and conservation of Mexican mammals. In Latin American Mammalogy: History, Biodiversity, and Conservation. Edited by MA Mares and DJ Schmidly. University of Oklahoma Press. Norman-OK, USA. pp: 167-198.
Cheesman, R., 1921. Report on a collection of mammals made by Col. JEB Hotson in Shiraz, Persia. J. Bombay Nat. Hist. Soc. Vol.  27, No. 27, pp: 573-581.
Çolak, E. and Yigit, N., 1998. Ecology and biology of Allactaga elater, Allactaga euphratica and Allactaga williamsi (Rodentia: Dipodidae) in Turkey. Turk. J. Zool. Vol.  22, No. 2, pp: 105-117.
Çolak, E.; Kivanc, E. and Yigit, N., 1994. A study on taxonomic status of Allactaga euphratica Thomas, 1881 and Allactaga williamsi Thomas, 1897 (Rodentia: Dipodidae) in Turkey. Mammalia. Vol.  52, No. 4, pp: 591-600.
Corbet, G. and Hill, J., 1980. A world list of mammalian species.  Natural History Museum Publications, London, UK. 243 P.
Da Silva, J.M.C., 1997. Endemic bird species and conservation in the Cerrado Region, South America. Biodivers. Conserv. Vol.  6, pp: 435-450.
Darvish, J. and Hosseinie, F., 2005. New species of three-toed jerboa (Dipodidae, Rodentia) from the deserts of Khorasan province, Iran. Iran. J. Anim. Biosyst. Vol.  1, No. 1, pp: 21-27.
Darvish, J., Javidkar, M., & Siahsarvie, R. (2006). A new species of wood mouse of the genus Apodemus (Rodentia, Muridae) from Iran. Zoology in the Middle East38(1), 5-16.
Darvish, J.; Hajjar, T.; Moghadam Matin, M.; Hadad, F.; and Akbari Rad, S., 2008. New species of five-toed jerboa (Rodentia: Dipodidae, Allactaginae) from north-east Iran. J. Sci., Islamic Repub. Iran. Vol.  19, No. 2, pp: 103-109.
Darvish, J.; Siahsarvi, R.; Mirshamsi, O.; Keyvanfar, N.; Hashemi, N. and Sadeghi Shakib, F., 2006. Diversity of the rodents of northeastern Iran. Iran. J. Anim. Biosyst. Vol.  2, No. 1, pp: 56-76.
Darvish, J.; Tarahomi, M.; Dianat, M.; Mohammadi, Z.; Haddadian Shad, H. and Moshtaghi, S., 2016. Biosystematics of Three-toed Jerboas, genus Jaculus (Erxleben, 1777)(Dipodidae, Rodentia) from Iran. Iran. J. Anim. Biosyst. Vol.  12, No. 1, pp: 123-139.
Das, J. and Parida, S.P., 2016. Rarity study of endemic mammals of India. Current Life Sciences. Vol.  2, No. 2, pp: 36-48.
Dezhman, M., Akbarirad, S., Aliabadian, M., Siahsarvie, R., Shafaeipour, A., & Mirshamsi, O. (2023). A new species of brush-tailed mice of the genus Calomyscus from southern Iran (Calomyscidae: Rodentia). Iranian Journal of Animal Biosystematics19(1), 71-101.
Dezhman, M., AKBARIRAD, S., Aliabadian, M., Siahsarvie, R., Shafaeipour, A., & Mirshamsi, O. (2021). A new species of Calomyscus Thomas, 1905 (Calomyscidae: Rodentia) from western Iran. Turkish Journal of Zoology45(7), 585-593.
Dianat, M.; Aliabadian, M.; Darvish, J. and Akbarirad, S., 2013. Molecular phylogeny of the Iranian Plateau five-toed jerboa, Allactaga (Dipodidea: Rodentia), inferred from mtDNA. Mammalia. Vol.  77, No. 1, pp: 95-103.
Dianat, M.; Tarahomi, M.; Darvish, J. and Aliabadian, M., 2010. Phylogenetic analysis of the five-toed Jerboa (Rodentia) from the Iranian Plateau based on mtDNA and morphometric data. Iran. J. Anim. Biosyst. Vol.  6, No.  pp: 49-59.
Djamali, M.; Akhani, H.; Khoshravesh, R.; Andrieu-Ponel, V.; Ponel, P. and Brewer, S., 2011. Application of the global bioclimatic classification to Iran: implications for understanding the modern vegetation and biogeography. Ecol. Mediterr. Vol.  37, No. 1, pp: 91-114
Dubey, S.; Nová, P.; Vogel, P.  and Vohralík, V., 2007. Cytogenetic and molecular relationships between Zarudny's rock shrew (Crocidura zarudnyi; Mammalia: Soricomorpha) and Eurasian taxa. J. Mammal. Vol.  88, pp: 706-711.
Ellerman, J.  1941. The families and genera of living rodents. Vol II-Muridae.  British Museum (Natural History), London, UK. 690 P.
Ellerman, J.R. and Morrison-Scott, T.C.S.  1951. Checklist of Palaearctic and Indian mammals, 1758-1946.  British Museum (Natural History), London, UK. 810 P.
 Eskandarzadeh, N.; Rastegar-Pouyani, N.; Rastegar-Pouyani, E.; Fathinia, B.; Bahmani, Z.; Hamidi, K. and Gholamifard, A., 2018. Annotated checklist of the endemic Tetrapoda species of Iran. Zoosystema. Vol.  40, No. 24, pp: 507-537. Faith, D.P.; Reid, C. and Hunter, J., 2004. Integrating phylogenetic diversity, complementarity, and endemism for conservation assessment. Conserv. Biol. Vol.  18, No. 1, pp: 255-261.
Farhadinia, M.; Moqanaki, E. and Adibi, M., 2016. Baseline information and status assessment of the Pallas’s cat in Iran. Cat News. Vol., No. Special issue 10, pp:38-42.
Firouz, E.  2005. Complete Fauna of Iran.  IB Tauris & Co Ltd, London, UK.  322 P.
Fox, J.; Yonzon, P.  and Podger, N., 1996. Mapping conflicts between biodiversity and human needs in Langtang National Park, Nepal. Conserv. Biol. Vol.  10, No. 2, pp: 562-569.
Gholami, Z.; Esmaeili, H.R.; Erpenbeck, D. and Reichenbacher, B., 2014. Phylogenetic analysis of Aphanius from the endorheic Kor River Basin in the Zagros Mountains, South‐western Iran (Teleostei: Cyprinodontiformes: Cyprinodontidae). J. Zool. Syst. Evol. Res. Vol.  52, No. 2, pp: 130-141.
Goldsmid, F.J.; John, O.B.C.S.; Lovett, B.; Smith, E. and Blanford, W.T.  1876. Eastern Persia: An Account of the Journeys of the Persian Boundary Commission, 1870-71-72.  Macmillan. London, UK. 959 P.
Golenishchev, F.; Malikov, V.; Petrova, T.; Bodrov, S. and Abramson, N., 2019. Toward assembling a taxonomic puzzle: Case study of Iranian gray voles of the subgenus Microtus (Rodentia, Cricetidae). Mamm. Biol. Vol.  94, No. 1, pp: 98-105.
Golenishchev, F.N.; Malikov, V.G.; Nazari, F.; Vaziri, A.S.; Sablina, O.V. and Polyakov, A.V., 2002. New species of vole of “guentheri” group (Rodentia, Arvicolinae, Microtus) from Iran. Russ. J. Theriol. Vol.  1, No. 2, pp: 117-123.
Hamidi, K.; Darvish, J. and Matin, M.M., 2016. New records of the William’s Jerboa, Paralactaga cf. williamsi (Thomas, 1897)(Rodentia: Dipodidae) from northeastern Iran with notes on its ecology. Check List. Vol.  12, No. 2, pp: 1855.
Hutterer, R., 2005. Order Soricomorpha. In Mammal Species of the World. A Taxonomic and Geographic Reference. Edited by DE Wilson and DM Reeder. 3rd ed. John Hopkins University Press. Baltimore, USA.
Jaarola, M.; Martínková, N.; Gündüz, İ.; Brunhoff, C.; Zima, J. and Nadachowski, A.; Amori, G.; Bulatova, N.S.; Chondropoulos, B.; Fraguedakis-Tsolis, S., 2004. Molecular phylogeny of the speciose vole genus Microtus (Arvicolinae, Rodentia) inferred from mitochondrial DNA sequences. Mol. Phylogen. Evol. Vol.  33, No. 3, pp: 647-663.
Javdani Ashkbar, F.; Yazdanimoghadam, F.; Mahmoudi, A.; Zali, H. and Siahsarvie, R., 2018. Species Diversity in the Genus Allactage in the Eastern Margin of Iranian Plateau, International Conference on Integrative Approaches of Rodent Studies, Mashhad, Iran.
Karami, M.; Hutterer, R.; Benda, P.; Siahsarvie, R. and Krystufek, B., 2008. Annotated check-list of the mammals of Iran. Lynx (Praha). Vol.  39, pp: 63-102.
Kefelioglu, H. and Kryštufek, B., 1999. The taxonomy of Microtus socialis group (Rodentia: Microtinae) in Turkey, with the description of a new species. J. Nat. Hist. Vol.  33, No. 2, pp: 289-303.
Kerr, J.T. and Burkey, T.V., 2002. Endemism, diversity, and the threat of tropical moist forest extinctions. Biodivers. Conserv. Vol.  11, No. 4, pp: 695-704.
 Kryštufek, B. and Vohralík, V.  2001. Mammals of Turkey and Cyprus. Rodentia I: Sciuridae, Dipodidae, Gliridae, Arvicolinae.  Zgodovinsko društvo za južno Primorsko, Koper, Slovenia. 292 P.
Kryštufek, B.; Abi-Said, M. and Hladnik, M., 2013. The Iranian vole Microtus irani occurs in Lebanon (Mammalia: Rodentia). Zool. Middle East. Vol.  59, No. 2, pp:101-106.
 Kryštufek, B.; Bužan, E.V.; Vohralik, V.; Zareie, R. and Özkan, B., 2009. Mitochondrial cytochrome b sequence yields new insight into the speciation of social voles in south-west Asia. Biol. J. Linn. Soc. Vol.  98, No. 1, pp: 121-128.
Kryštufek, B.; Vohralík, V.; Zima, J.; Koubínová, D. and Bužan, E.V., 2010. A new subspecies of the Iranian Vole, Microtus irani Thomas, 1921, from Turkey: (Mammalia: Rodentia). Zool. Middle East. Vol.  50, No. 1, pp: 11-18.
Kryštufek, B.; Zorenko, T. and Buzan, E.V., 2012. New insights into the taxonomy and phylogeny of social voles inferred from mitochondrial cytochrome b sequences. Mamm. Biol. Vol.  77, No. 3, pp:178-182.
Lay, D.M.  1967. A Study of the Mammals of Iran: resulting from the Street Expedition of 1962-63.  Field Museum of Natural History, Chicago, USA. 282 P.
Mahmoudi, A.; Darvish, J. and Aliabadian, M., 2014 a. The Karaman vole Microtus irani karamani is a new record for Iran (Arvicolinae; Microtus). Iran. J. Anim. Biosyst. Vol.  10, No. 1, pp: 51-56.
Mahmoudi, A.; Darvish, J. and Aliabadian, M., 2015. Taxonomic identity of Microtus qazvinensis Golenishchev et al. 2003 (Rodentia, Arvicolinae) from the northwest of Iran. Mammal Res. Vol.  60, No. 1, pp: 71-79.
 Mahmoudi, A.; Darvish, J.; Aliabadian, M.; Khosravi, M.; Golenishchev, F.N. and Kryštufek, B., 2014 b. Chromosomal diversity in the genus Microtus at its southern distributional margin in Iran. J. Verterbr. Biol. Vol.  63, No. 4, pp: 290-295.
Mahmoudi, A.; Kryštufek, B.; Aliabadian, M.; Moghaddam, F.Y. and Darvish, J., 2017. All quiet in the East: molecular analysis Retrieves Chionomys layi as part of C. nivalis. Folia Zool. Vol.  66, No. 1, pp: 61-71.
Mallick, J.K., 2007. Endemic mammals of West Bengal. West Bengal. Vol.  49, No. 10-11, pp: 53-55.
Manes, S., Costello, M. J., Beckett, H., Debnath, A., Devenish-Nelson, E., Grey, K. A., ... & Vale, M. M. (2021). Endemism increases species' climate change risk in areas of global biodiversity importance. Biological Conservation, 257, 109070.
McGuigan, K.; McDonald, K.; Parris, K. and Moritz, C., 1998. Mitochondrial DNA diversity and historical biogeography of a wet forest‐restricted frog (Litoria pearsoniana) from mid‐east Australia. Mol. Ecol. Vol.  7, No. 2, pp: 175-181.
Michaux, J. and Shenbrot, G., 2017. Family Dipodidae (Jerboas), In Mammal Species of the World. A Taxonomic and Geographic Reference. Edited by DE Wilson and DM Reeder. 3rd ed. John Hopkins University Press. Baltimore, USA.
Misonne, X., 1957. Analyse zoogeographique des mammiferes de l'Iran. Memoirs d'Institut royal des sciences naturelles de Belgique. Vol.  59, pp: 1-157.
Mohammadi, Z.; Darvish, J.; Ghorbani, F. and Haddad, F., 2013. Cytogenetic characterization of 23 species of rodents from Iran. Iran. J. Anim. Biosyst. Vol.  9, No. 1, pp: 57-72.
Mohammadi, Z.; Kami, H.G.; Ghorbani, F.; Khajeh, A. and Olsson, U., 2020. Cryptic lineage diversity within Forest Dormice (Mammalia: Dryomys nitedula) revealed by deep genetic divergence among different subspecies on the Iranian Plateau and in adjacent areas. Mamm. Biol. Vol., No.  pp: 1-14.
Moshtaghi, S.; Darvish, J.; Mirshamsi, O. and Mahmoudi, A., 2016. Cryptic species diversity in the genus Allactaga (Rodentia: Dipodidae) at the edge of its distribution range. J. Verterbr. Biol. Vol.  65, No. 2, pp: 142-147.
Musser, G. and Carleton, M., 2005. Superfamily Muriodea. In Mammal Species of the World. A Taxonomic and Geographic Reference. Edited by DE Wilson and DM Reeder. 3rd ed. John Hopkins University Press. Baltimore, USA.
Naderi, G.; Hemami, M.R.; Riazii, B. and Alesheikh, A., 2009. Notes on the ecological peculiarities of the Iranian Jerboa, Allactaga firouzi Womochel, 1978: (Mammalia: Dipodidae). Zool. Middle East. Vol. 47, No. 1, pp: 21-28.
Neronov, V.M.; Khlyap, L.A. and Warshavsky, A.A., 2006. Diversity of the rodent communities in the Turan Desert region. Integr. Zool. Vol.  1, No. 4, pp: 153-161.
Noroozi, J.; Zare, G.; Sherafati, M.; Mahmoodi, M.; Moser, D.; Asgarpour, Z. and Schneeweiss, G.M., 2019. Patterns of endemism in Turkey, the meeting point of three global biodiversity hotspots, based on three diverse families of vascular plants. Front. Ecol. Environ. Vol.  7,  pp: 114-151.
Pavlinov, I.Y.; Yakhontov, E. and Agadzhanyan, A., 1995. Mammals of Russia. I. Rodentia. Taxonomic and geographic reference. Arch. Zool. Mus. MSU. Vol.  52, No.  pp: 1-602.
Potapov, S.G.; Orlov, V.N.; Kovalskaya, Y.M.; Malygin, V.M. and Ryskov, A., 1999. Genetic Differentiation of the Tribe Arvicolini (Cricetidae, Rodentia) Using DNA Taxonprint and RAPD-PCR. Russ. J. Genet. Vol.  35, No. 4, pp: 403-410.
Rahimi-Pozve, M.; Malekian, M. and Hemami, M.R., 2015. A karyotype comparison among 3 species of Allactaga (Mammalia: Dipodidae) from central Iran. Turk. J. Zool. Vol.  39, No. 1, pp: 46-52.
Redding, R. and Lay, D.M., 1978. Description of a new species of shrew of the genus Crocidura (Mammalia: Insectivora: Soricidae) from southwestern Iran. Zeitschrift für Säugetierkunde: im Auftrage der Deutschen Gesellschaft für Säugetierkunde. Vol. 43, pp: 306-310.
Rezazadeh, E., Zali, H., Ahmadzadeh, F., Siahsarvie, R., Kilpatrick, C. W., Norris, R. W., & Aliabadian, M. (2024). Two new species of brush-tailed mouse, genus Calomyscus (Rodentia: Calomyscidae), from the Iranian Plateau. Journal of Mammalogy105(3), 589-608.
Rezazadeh, E.; Aliabadian, M.; Darvish, J. and Ahmadzadeh, F., 2020. Diversification and evolutionary history of brush-tailed mice, Calomyscidae (Rodentia) in southwestern Asia. Org. Divers. Evol. Vol.  20, No.  pp: 155-170.
Roguin, L., 1988. Notes sur quelques mammifères du Baluchistan Iranien. Rev. Suisse Zool. Vol.  95, No. 2, pp: 595-606.
Rosauer, D.; Laffan, S.W.; Crisp, M.D.; Donnellan, S.C. and Cook, L.G., 2009. Phylogenetic endemism: a new approach for identifying geographical concentrations of evolutionary history. Mol. Ecol. Vol.  18, No. 19, pp: 4061-4072.
Sahebjam, B.; Darvish, J.; Rastegar Pouyani, E.; Siahsarvie, R. and Akbarirad, S., 2009. A preliminary molecular study of the Iranian species of Calomyscus (Rodentia-Calomyscidae) using RFLP. Iran. J. Anim. Biosyst. Vol.  5, No. 2, pp: 33-41.
Schlitter, D.A. and Setser, H.W., 1973. New rodents (Mammalia: Cricetidae, Muridae) from Iran and Pakistan. Proc. Biol. Soc. Wash. Vol.  86, No. 14, pp: 163-173.
Shahabi, S.; Aliabadian, M.; Darvish, J. and Kilpatrick, C.W., 2013. Molecular phylogeny of brush-tailed mice of the genus Calomyscus (Rodentia: Calomyscidae) inferred from mitochondrial DNA sequences (Cox1 gene). Mammalia. Vol.  77, No. 4, pp: 425-431.
Shahabi, S.; Darvish, J.; Aliabadian, M.; Mirshamsi, O. and Mohammadi, Z., 2011. Cranial and dental analysis of mouse-like hamsters of the genus Calomyscus (Rodentia: Calomyscidae) from plateau of Iran. Hystrix It. J. Mamm. Vol.  22, No. 2, pp: 311-323.
Shahabi, S.; Zarei, B. and Sahebjam, B., 2010. Karyologic study of three species of Calomyscus (Rodentia: Calomyscidae) from Iran. Iran. J. Anim. Biosyst. Vol.  6, No. 2, pp: 55-60.
Shenbrot, G., 2009. On the conspecifity of Allactaga hotsoni Thomas, 1920 and Allactaga firouzi Womochel, 1978 (Rodentia: Dipodoidea). Mammalia. Vol.  73, No. 3, pp: 231-237.
Shenbrot, G.I. and Krasnov, B.R.  2005. An atlas of the geographic distribution of the arvicoline rodents of the world (Rodentia, Muridae: Arvicolinae).  Pensoft Publishers, Sofia, Bulgaria.336 P.
Siahsarvie, R.; Darvish, J. and Sarafrazi, A., 2008. Geometric morphometric comparison of the mandibles of three species of vole of the genus Microtus (Rodentia: Arvicolinae) from northern Iran. Zool. Middle East. Vol.  43, No. 1, pp: 21-29.
Šmid, J.; Moravec, J.; Kodym, P.; Kratochvíl, L.; Yousefkhani, S.S.H. and Frynta, D., 2014. Annotated checklist and distribution of the lizards of Iran. Zootaxa. Vol.  3855, No. 1, pp: 1-97.
Tabatabaei Yazdi, F. and Adriaens, D., 2013. Cranial variation in M eriones tristrami (Rodentia: Muridae: Gerbillinae) and its morphological comparison with Meriones persicus, Meriones vinogradovi and Meriones libycus: a geometric morphometric study. J. Zool. Syst. Evol. Res. Vol.  51, No. 3, pp: 239-251.
Tabatabaei Yazdi, F. and Alhajeri, B.H., 2018. Sexual dimorphism, allometry, and interspecific variation in the cranial morphology of seven Meriones species (Gerbillinae, Rodentia). Hystrix It. J. Mamm. Vol.  29, No. 2, pp: 162-167.
Tarahomi, S.; Karami, M.; Darvish, J.; Malek, M. and Jangjoo, M., 2010. Geometric morphometric comparison of mandible and skull of five species of genus Allactaga (Rodentia: Dipodidae) from Iran. Iran. J. Anim. Biosyst. Vol.  6, No. 1, pp: 61-69.
Taylor, P., Denys, C., & Cotterill, F.P. (2019). Taxonomic anarchy or an inconvenient truth for conservation? Accelerated species discovery reveals evolutionary patterns and heightened extinction threat in Afro-Malagasy small mammals. Mammalia, 83, 313 - 329.
Thompson, J.D., 1999. Population differentiation in Mediterranean plants: insights into colonization history and the evolution and conservation of endemic species. Heredity. Vol.  82, No. 3, pp: 229-236.
Tobe, S.S.; Kitchener, A.C. and Linacre, A.M., 2010. Reconstructing mammalian phylogenies: a detailed comparison of the cytochrome b and cytochrome oxidase subunit I mitochondrial genes. PloS one. Vol.  5, No. 11, pp: 1-14.
Valdéz, M. and Ceballos, G., 1997. Conservation of endemic mammals of Mexico: the Perote ground squirrel (Spermophilus perotensis). J. Mammal. Vol.  78, No. 1, pp: 74-82.
Vorontsov, N.; Kartavtesva, I. and Potapova, E., 1979. Systematics of the genus Calomyscus. 1. Karyological differentiation of the sibling species from Transcaucasia and Turkmenia and a review of species of the genus Calomyscus. Zool. Zhurual. Vol. 58,  pp: 1215-1224.
Vorontzov, N. and Potapova, E., 1979. Taxonomy of the genus Calomyscus (Cricetidae). 2. Status of Calomyscus in the system of Cricetinae. Zool. Zhurnal. Vol. 58, No. 9, pp:1390-1397.
Wessels, W., 1998. Gerbillidae from the Miocene and Pliocene of Europe. Mitteilungen der Bayerischen Staatssammlung für Paläontologie und Historische Geologie. Vol.  38,  pp:187-207.
Wijesinghe, M.R. and Brooke, M.d.L., 2005. Impact of habitat disturbance on the distribution of endemic species of small mammals and birds in a tropical rain forest in Sri Lanka. J. Trop. Ecol. Vol.  21, No. 6, pp: 661-668.
Womochel, D.R., 1978. A new species of Allacatage (Rodentia: Dipodidae) from Iran. Fieldiana Zool. Vol.  72, No. 5, pp: 65-73.
Yalden, D. and Largen, M.,1992.  The endemic mammals of Ethiopia. Mamm. Rev. Vol.  22, No. 3/4, pp: 115-150.
Yannic, G.; Burri, R.; Malikov, V.G. and Vogel, P., 2012. Systematics of snow voles (Chionomys, Arvicolinae) revisited. Mol. Phylogen. Evol. Vol.  62, No. 3, pp: 806-815.
Yigit, N. and Çolak, E., 2002. On the distribution and taxonomic status of Microtus guentheri (Danford and Alston, 1880) and Microtus lydius Blackler, 1916 (Mammalia: Rodentia) in Turkey. Turk. J. Zool. Vol.  26, No. 2, pp: 197-204.
Yusefi, G.H.; Faizolahi, K.; Darvish, J.; Safi, K. and Brito, J.C., 2019. The species diversity, distribution, and conservation status of the terrestrial mammals of Iran. J. Mammal. Vol.  100, No. 1, pp: 55-71.
Zarei, B.; Darvish, J.; Aliabadian, M. and Moghaddam, F., 2013. Geometric morphometric analyses of four species of brush-tailed mice, genus Calomyscus (Rodentia: Calomyscidae), from the Iranian Plateau. Iran. J. Anim. Biosyst. Vol.  9, No. 1, pp: 73-81.
Zorenko, T.; Koren, T. and Kryštufek, B., 2014. Cytochrome b yields new insight into taxonomic scope of Microtus schidlovskii (Rodentia, Arvicolinae, Microtus). Russ. J. Theriol. Vol.  13, No. 1, pp: 47-52.
Zykov, A., 2004. Review of snow voles (Rodentia, Arvicolinae, Chionomys) from Iran with description of new species from Zagros Mountains (Central Iran). Pratsi Zoologichnogo Muzeyu KNU imeni Tarasa Shevchenka. Vol.  2, No.  pp: 116-127.

  • تاریخ دریافت 20 فروردین 1401
  • تاریخ بازنگری 19 بهمن 1401
  • تاریخ پذیرش 01 خرداد 1402